تهیه شده در وبسایت موسسه راه حق
https://www.rahehagh.com/

برترین نشانه 1-جلسه ششم-13 تیر 93

تاریخ درج: ۱۳ تیر ۱۳۹۳ سال برگزاری جلسه: 1393 تعداد بازدید : 614 تعداد نظرات : 0 دسته بندی : مناسبتی , رمضان 48:54

اول بحث اینست که مردم تعجب می کنند یک نفربتواند با خداوند ارتباط برقرارکند و منذر بقیه مردم باشد. برای توحید ربوبی حدوسطی که می آورندتوحید خالقیت است. ابتدا میفر ماید:قل هل من شرکائکم من یبدوالخلق ثم یعیده قل لها الخلق ثم یعیده: بگو کدامیک ازکسانیکه شمامشرکین می پرستید خلق میکنند،اعاده میکنند. در آیه بعد می فرمایند: «قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق قل لله یهدی للحق».

برترین نشانه 1-جلسه ششم-13 تیر 93

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب به یکی از آیات آیت بودن قرآن می پردازیم. سوره یونس مکی است و از همان ابتدای سوره بحث امکان نبوت، که ازطرف کفار مورد مناقشه بوده مطرح می شود.:«وکان للناس عجبا ان اوحینا الی رجل منهم ان انذرالناس و بشر الذین امنو ان لهم قدم صدق عندربهم قال الکافرون ان هذا لساحرمبین»:

اول بحث اینست که مردم تعجب می کنند یک نفربتواند با خداوند ارتباط برقرارکند و منذر بقیه مردم باشد. برای توحید ربوبی حدوسطی که می آورندتوحید خالقیت است. ابتدا میفر ماید:قل هل من شرکائکم من یبدوالخلق ثم یعیده قل لها الخلق ثم یعیده: بگو کدامیک ازکسانیکه شمامشرکین می پرستید خلق میکنند،اعاده میکنند. در آیه بعد می فرمایند: «قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق قل لله یهدی للحق».

چه کسی می تواند هدایت کند؟

هدایت همراه با خلقت است ومتاخر ازخلقت است.آنی که خالق است هدایت می کند. آیا می شود کسی خلق کند واز زیروبم آشنا باشد سپس هدایت نکند؟یا کسی هدایت کندکه ازخلق این موجود آگاه نیست؟

این برهان بر هدایت خلقت است.این بحث با زبانهای گوناگون در قرآن بیان شده است. چه از زبان انبیا واولیا که مثلا حضرت ابراهیم فرمود:الذی خلقنی و هویهدین: آنی که خلق میکند هموست که مرا هدایت می کند. یا از زبان حضرت موسی علیه السلام که فرمود:ربنا الذی اعطی کل شی خلقه ثم هدی.اصلا هدایت چیزی نیست جز خلق های بعدی؛ خلق شی،خلق مسیرشی،خلق توان برای طی مسیر ودرفضای تشریع خلق؛ هادیانی برای به فعلیت رساندن توان طی مسیر.

یا به رسول اکرم فرمود:سبّح اسم ربک الاعلی الذی خلق فسوی والذی قدر فهدیتسویه وتقدیرتتمه خلق است،هدایت مرتبه ای از مراتب خلقت است.بعد می فرماید بنای زندگی در حقیقت براساس ظن است:و ما یتبع اکثرهم الاظنا ان ظنلایغنی من الحق شیئا ان الله علیم بما یفعلون:اکثر مردم تبعیت نمیکنند جز از ظن، یعنی امری که یقینی نشده و علم حاصل نشده،احتمال میدهند که مثلا این مسئله اشکال ندارد؛ پس انجام می دهند یا احتمال میدهند اشکال دارد پس انجام نمیدهند. ظن وگمان هیچ دردی ازکسی دوا نمی کند.

اعتقادات تقلیدی نیست

فرض کنید ما باهم انس داریم وشما این حرف ها را از من می پذیرید. و افراد دیگری بافرد دیگری انس دارند و در عین حال، فضای سخنان خلاف ما را می پذیرند؛ یکی می گویدتنها راه سعادت و نجات بطورکامل عرفان است وفرددیگری می گوید یکی از انحرافات درفضای اسلام عرفان است. خوب گروه اول حرف های او را می پذیرند و گروه دوم حرف های سخنران خود را.حال کدام حق است ؟کدام صدق است؟کدام درست است؟

فرض کنید الان قیامت است و ازشما بپرسند به چه حسابی این حرف ها راپذیرفتید؟چون از نوجوانی می رفتیم مسجد و روحانی مسجدمان این حرف ها را می گفت قبول کردیم؟یهود هم علمایشان مورد لعن خدا قرار میگیرند هم پیروانشان را علما عامدا مردم را به ضلالت سوق دادند پیروانشان چه گناهی کرده بودند؟شما خود رابگذارید جای پیروان یهود با چه انگیزه ای می رفپتید آنها هم مثل شما. پس داستان چیست؟

معذورنیست کسی که دراعتقاداتش مقلد است. چون من گفتم یا عالم یهودی دلیل نمی شود. حرف هایی که من گفتم نباید اعتقادتان شود مگربا تحقیق وپس ازتامل . اعتقادات تحقیقی باشد به این معنی نیست که برویم کلاس اعتقادات. فرض کنید آمدید کلاس زیست شناسی اگر من نکته ای را به دروغ به شما بگویم شما می شوید حامل کذب ها.

بزرگترین کذب معتقدشدن به اموریست که واقعیت نداردمثلا اگر کسی به این امرمعتقد شد که فلان امر هست فلان امر نیست. کوچکترین درجه کذب ،کذب لسانی است. عمیقترین و بیشترین درجه کذب، کذب اعتقادی است. یعنی کسی به امری که واقعیت ندارد واقعا و باطنا معتقد باشد و خلاف واقع در جانش نشسته باشد.

خطرات تقلید در اعتقادات

خطر تقلید این است؛ اگر حرف گوینده صدق باشد دردی از شما دوا نمی کند چون می شود تقلید در یک سری واقعیتها و جهل مرکب و تقلید که جهل بسیط است یعنی به واقعیتی تقلیداً معتقد شده که خودش به آن نرسیده است.

جهل( ظلم فکری)؛ بزرگترین ظلم

تمام گناهان اعم از قتل، غارت، فساد و فحشا چاره دارد جز جهل. بزرگترین ظلم جهل است. جهل درد بی درمان است. پس برای اینکه به بلای مستمعین یهودی دچار نشویم خودمان غیر مقلدانه حرف ها را گوش کنیم وخودمان برای خود اعتقاد بسازیم.

بزرگترین ظلم جهل مرکب است.ظلم یعنی امور در جای خود قرار نگیرد. اگر کسی معتقد باشد من فلان کار را انجام دادم و واقعا انجام نداده باشد می شود ظلم. ظلم که تنها دزدی و قتل نیست. دزدی و قتل ظلم رفتاری است ولی بزرگترین ظلم ها ظلم فکری است.

اکاری مثل:یهودی ها و مسیحی ها انسان های بدی نیستندو یا مثلاBBCحرفهایش درست است. این یک اعتقاد است. رفتارهای ما روی اعتقادات ما سوار می شود. مثلا کسی که اخبارش را از جای دیگری می گیرد که به تصریح قرآن:لن ترضی عنک الیهود و لن النصاری حتی تتبع ملتها:آرام نمی شوند مگر تو را تابع خود کنند.

اگر کسی رفتاری انجام داد و پشت سرش خودآگاه یا ناخودآگاه معتقد بود که خیلی حرفهایشان صادق است و این اعتقاد کاذب بود این ظلم اعتقادی استو الظلم ظلمات یوم القیامةاگر کسی می خواهد رشد کند نباید خودش را با پایین تر از خودش مقایسه کند. بگوید همه دارند انجام میدهند دلیل خوبی نیست خب همه هم گیرهستند. به میزان فهم حقایق از ظلم بیرون می آییم. درجه ای از فهم واعتقاد هست که انسان را از جهنم نجات می دهد ولی بهشت مراتب دارد و کسی که در درجه ای از بهشت قرارگرفت، ازدرجات دیگرمحروم است. چنانکه درجات دراین دنیا متفاوت است. تفاوت درجات در دنیا را ضربدر بی نهایت کنید می شود تفاوت درجات درآخرت وللآخره اکبردرجات و اکبرتفضیلا. به همین راحتی نمیشود معتقد شد. اعتقادات نباید تقلیدی باشد خودتان باید برسید. بشنوید وبررسی کنید وفکرکنید و حرف های دیگران را بشنوید . باید اعتقادات خود را بسازید. حداقل اصول، اصول عقلی و برهانیست و حداعلای اصول اصول قلبی و شهودیست.

کدام قضاوت کننده به بهشت می رود؟

در روایات داریم قاضی ها چهار دسته هستند: سه گروهشان در آتش اند یک گروه اهل نجاتند: کسی که عالماً وعامداً حکم به باطل می کند. کسی که نمی داند و اشتباهی به باطل حکم میکند. کسی که بدون اطلاعات کافی حکم کرد و اتفاقا حکمش درست درآمد. اینها هرسه اهل آتشند و اهل نجات هم گروهی اند که عالمانه حکم به حق میکنند.

قاضی را فقط در قضاوت دادگاهی نبینیم .قضاوتهای خود را درطول روز در نظر بگیریم. آدم مومن حرف حساب می زند. مثلا جملاتی که شنیده می شود: شهرداری فلان کار را کرد،بابا اینها همه کارهاشون این طوریه. فلانی این را گفته .فلانی از این حرفها زیاد می زنه.

از صبح تا شب درباره افراد حقوقی یا حقیقی درباره شخصی یا جمعی چقدر قضاوت داریم و چقدر علم پشت سرش است؟ این دکترا ... ،کاسبها ...المومن مُلجم: مومن در دهانش لجام دارد حرف نمی زند. بیشترین عبادتی که ابوذر داشت تفکر بود. فرقی نمی کند این قضاوت ها بین افراد جامعه باشد یا در محیط خانواده.

ظنّ، راه گشا نیست

ظن، گمان، احتمال هیچ به حق واصل نمی کند. بحث توحید خالقی مقدمه ای شد برای توحید هدایت. تنها خالق خداست.پستنها هادی خداست. کسی که خود اهل هدایت نباشد نمی تواند هادی شود.

با ظن و گمان مشکلی حل نمی شود.در ابتدای سوره آمده مشرکین گفتند:تو خود قرآن را آورده ای پس قرآن دیگری بیاور.پیامبر می فرماید در شان من نیست که قرآن را تبدیل کنم چون من تابع محض هستم. رسول یعنی کسی که از خود هیچ ندارم من عبد محض خدا هستم.

آیت بودن انبیا

 درمورد انبیا آیت بودن تکوینی و تشریعی یکی شده است. آیت تکوینی یعنی حقیقتا خدانمای محض باشد. کی معنا پیدا میکند وقتی که خودنما نباشد.آیت تشریعی یعنی کسی به جایی برسد که همه اشیا رافقط آیت و نشانه ببیند یعنی همه را اسما وصفات خدا ببیند. مثلا کوه آیت اسم عظیم در آن تجلی کرده است. کو ه ها، دریا ها و ماهی ها تسبیح می گویند.

کوه تسبیح می گویدسبحان ربی العظیم.چرا کوه این تسبیح را می گوید؟ چون اسم عظیم خدا در او تجلی پیدا کرده است. نمی شود دو موجود در دو رتبه ی متفاوت وجودی باشند و حرفشان یک چیز باشد. چون تجلیات را به میزانی که درک کردند تبیین می کنند. تجلیات در کوه به یک مقدار است در مومن به یک مقدار در پیامبر به یک مقدار. کل موجودات همه آیت تکوینی هستند و ما نمی بینیم.

اگرکسی در درجات عبودیت چنان سیرکرد که هم خودش را وهم موجودات دیگر را فقط جنبه آیت بودنشان را دید، این آیت تشریعی هم می شود. چون با آن سلوکش تمامی اسما وصفات خداوند من جمله عالم بودن در او تجلی کرده حضرت علی می فرماید:خدا آیتی بزرگتر از من ندارد.

همه اسما وصفات خدا به اندازه ای که در ممکنی می تواند ظهور کند در او ظهور کرده، چون هیچ حجابی بین او وخدا نیست و هیچ محدودیتی در وجودش نماند. محدود نیست و تمام اسما در او ظهور کرده است. بنابراین تمام عالم را خدایی می بیند.

خلاصه مفاد آیه

1-به خاطر ذوب بودن در حق، شان من نیست که کتابی از پیش خودم بیاورم چون عبد محض خداهستم.

2-شان این کتاب این نیست که بدیلی داشته باشد و کسی غیرخدا بتواند آن را بیاورد.

دربین موجودات، آیت اکبر خدا، قرآن است این کتاب اعظم از کهکشان هاست. کهکشان ها عالم مُلک است. کهکشان ها آیت اصغر خداهستند.

والحمد لله ربّ العالمین


فایل صوتی برترین نشانه 1-جلسه ششم-13 تیر 93

مدت زمان48:54 حجم فایل11.2 مگابایت دانلود فایل صوتی
مطالب مرتبط
دعایی که انسان را در عبور از دنیا کمک می‌کند

دعایی که انسان را در عبور از دنیا کمک می‌کند

۱۰ تیر ۱۳۹۸

دعایی است که توصیه شده زیاد خوانده شود؛ این دعا [همان دعای شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان است که] انسان را در عبور از دنیا کمک می‌...

برترین نشانه 1-جلسه اول-8 تیر 93

برترین نشانه 1-جلسه اول-8 تیر 93

۰۸ تیر ۱۳۹۳

قرآن مثل دریایی است که یکی در آن غرق می شود و دیگری هم میتواند از آن مروارید کشف کند. برای درک این دو طیف وسیع به این مثال توجه...

برترین نشانه 1-جلسه دوم-9 تیر 93

برترین نشانه 1-جلسه دوم-9 تیر 93

۰۹ تیر ۱۳۹۳

قرائت قرآن یعنی چه؟ قرائت قرآن به آن خواندنی می گویند که همراه با درک معنای اولیه باشد. خواندنی که انسان چیزی از معنا متوجه نشود...

بخش نظرات
نوشتن نظر
انصراف از پاسخ به نظر