خانه بارش نورپیام رسول

پیام رسول

پیام رسول حیات طیبه 1394/02/26

 

پیام رسول (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحيم

شب بعثت است و برانگيخته شدن بزرگترين نور خداوند در عالم بشريت. مبحثي حول محور تبريك گفتن و كيفيت آن:

تبريك گفتن چه زماني معنا دارد؟ مثلاً چه زماني مي گويم اين پيراهن بر شما مبارك باشد؟ وقتي پيراهني هيچ گاه قسمت شما نشود و نتوانيد از آن استفاده كنيد، اين مبارك باد معنا دارد؟ حال با نگاهي عميقتر به اين موضوع مي نگريم. وقتي عيد مبعث و يا تولد امام حسين (علیه السلام) را تبريك مي گويم اين بركات الهي بر چه كسي مبارك است؟ بر كسي كه از اين بركات استفاده كند. چه زمان اين بركت مبارك است، زماني كه از آن بركت استفاده مي كنيم، و گرنه هيچ چيز از قرآن مباركتر نيست، اما همين قرآن براي عده اي مايه خسارت مي شود.

(و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا) [1]

اگر كاروان امام حسين (علیه السلام) به سمت كربلا راه نمي افتاد خيل زیادی از مردم جهنمي نمي شدند. در اينجاست كه مي بينيم امام حسين (علیه السلام) كه وجودشان خير و بركت است، در وادي كربلا باعث برملا شدن چهره واقعي افراد مي شوند و عده اي با برملا شدن چهره خبيثشان عذاب ابدي را بر خود مي­خرند. و در واقع امام حسين (علیه السلام) براي اين افراد باعث دوري از رحمت خدا مي شود.

و حال اگر كسي از رسالت رسول اكرم(صل الله علیه و آله و سلم) بهره نگيرد و استفاده نكند، اين رسالت برايش مبارك نيست و مايه ي خسارت او مي شود. اين نكته­اي است كه در تمام زندگي ما جاري است.

مسائلی راجع به رسالت و مبعث نبي مكرم اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) وجود دارد که باید بررسي شود:

با بررسي زمينه هاي مبعث خواهيم ديد كه پيامبراكرم (صل الله علیه و آله و سلم) در زمينه اي پر از ظلمت، گمراهي، جهالت و تاريكي مبعوث شده اند، و این تاريكي در تمام عالم سيطره داشت.

(هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم یتلوا عليهم ايته و يزكيهم و یعلمهم الکتب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) [2]

يعني پيامبران در يك راه روشن و اتوبان پر سرعت مبعوث نشدند. در تيره راه ها و در زماني مبعوث شدند كه گمراهي سيطره داشت. اينكه تمام پيامبران الهی در زمينه اي مملو از سياهي ها و مشكلات مبعوث شدند حامل پیامهای بسیاری است براي ما. پيام زمينه ي رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) اين است كه وقتي مشكلات، سياهي ها و تاريكي ها را مي بينيم دریابیم که اينها زمينه ي كار برای ما است نه مانع كار. تصور نمایید درخشش و تلألؤ نور چه زماني است؟ وضعیت شمعی بسیار زيبا در روزی روشن چگونه خواهد بود؟ تلألؤ نور در دل تاريكيهاست. ارزش طبيب زمانی نمایان می شود كه مريضيها زياد است. بنابراین مريضي زمينه ي كار طبيب است نه مانع کار طبيب. طبيب علمش را از مريضيها مي گيرد. اين است که هيچ وقت نباید مشكلات را عذري براي ضعفهاي خود قرار دهيم. مشكلات زمينه ي كار است نه مانع انجام كار. هيچ وقت مشكلات و گرفتاريها را دليلي براي كوتاهي هاي خودمان قرار ندهيم. با نظر به همین موضوع است که مي بينيم كه رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) بهترين نيروهاي خود را در دل همین سیاهی ها تربیت کردند و بیرون کشیدند. و اين همان است كه مي بينيم از بطن تاريكيها بهترين نيروها بيرون مي آيند.

براي اينكه بتوانيم رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) را به درستي دريابیم بايد چند مسئله را به خوبي بررسي كنيم:

1- زمينه رسالت چه بوده است؟ با درك اين مطلب كه در دل شب چراغ باورها شكوفا مي شود، ديگر از شدت تاريكي دچار ترس و وحشت نمي شويم و از هجومها نمي گريزيم. با اين نگرش تمام تاريكيها را زمينه انجام كار مي دانيم و اين تاریکیها زمينه كار كسي است كه مي خواهد راه رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) را ادامه دهد. تك تك مسلمين باید رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) را ادامه بدهند. گفته شد موضوع كار طبيب مرض است و این مرض براي مریض مضر است نه براي طبيب. از همين مرض هاست که طبيب مايه مي گيرد، جريان پيدا مي كند، تجربه كسب مي كند و مهارت بدست مي آورد.

2- هدف رسالت چيست؟ اولين سؤالی که به ذهن متبادر می شود این است که رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) چه پيامي براي انسان دارد؟ چه پيامي براي انسان ديروز داشت و چه پيامي براي انسان امروز دارد؟ بدین معنی که من به عنوان يك مسلمان، براي انسان امروز چه حرفي برای گفتن دارم؟ آيا پيام رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) براي انسان ديروز (زمان بعثت) با انسان امروز فرق كرده است يا خير؟ اگر فرق كرده چه پيامي دارد؟ يعني من به عنوان يك مسلمان، [امروز كه 52 كشور مسلمان داريم (یکی از يكي بدبخت تر ) و قسمت زبون كره ي زمين را تشكيل مي دهند]، چه پیامی دارم؟ براي انسان متمدن پيشرفته اي كه مدعي نظم نوين جهاني است و ادعا دارد كه شما نمي فهميد و من بايد بگويم چه بخوريد، چه بپوشيد. اولاً، پيام من مسلمان باید براي کسی كه به قدرت و رفاه رسيده قابل فهم باشد و حداقل بايد در تمامی ابعاد از او جلودارتر باشم و از او بیشتر بدانم تا زمانی كه مي خواهم حرفي از دینم و رسالت پیامبرم بزنم، از این دعوت احساس حقارت نكنم و او نسبت به سخن من بي اعتنا نباشد و اينگونه نباشد كه اين انسان متمدن پيشرفته من مسلمان را استهزاء كند و بگويد: من از آنچه مي گويي، بهتر و بالاترش را دارم و من حتی براي نحوه لباس پوشیدن تو برنامه ريزي مي كنم. (اگر كسي عاقل باشد مد توهين بسيار زيادي به اوست، مد توهيني به شعور افراد است يعني تو آنقدر عقلت نمي رسد كه بتواني لباس خودت را خود انتخاب كني) براي كسي كه خود را داعيه دار همه ي بشريت مي داند و به رفاه كامل رسيده است، رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) چيست؟ كه این فرد نگويد من بالاترش را دارم. اين سخن زماني اهميتش جلوه پيدا مي كند كه ما بدانيم بايد همگام با رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) باشيم. در آیه 27 سوره فرقان داریم وقتي كه مجرم گرفتاريهايش در

روز قيامت مشخص مي شود دستهایش را به دندان می گزد و می گوید: (یلیتنی اتخذت مع الرسول سبیلاً)، كاش من همراه با رسول در راه راست حركت مي كردم. اين آیه دو تعبیر دارد: گاهي مي گويند (در روايات يا ادعیه) خدايا، إلي رسول سبيلاً، ما را به سوی رسول اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) رهنمون باش و گاهی به تعبیر بالاتر مي گويد مع الرسول، در معيت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) باشم. در معيت بودن حضرت محال است مگر اين كه هدف من در سطح رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) باشد. يعني در هدفي كه رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) دنبال مي كنند، من پاركابي ايشان باشم و همان هدف را دنبال كنم. اگر هدفم پايينتر از رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) باشد در ادامه راه از رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) جدا مي شوم و می گویم هدف من تا همين جا بود و بس. معيت زماني است كه هم هدف شويم. كسي كه در سطح رفاه و آزادي و امنيت و عدالت و شكوفايي استعدادهاي انساني حركت مي كند نمي تواند با رسولي كه هدفي فراتر از اين امور را دارد همگام شود. او در راه خواهد ماند. اگر هدف­ تنها همين رفاه، تأمين زندگي و آزادي باشد که ديگر نيازي به اين همه احكام و شريعت با اين همه دستورات سنگين نبود. تنها نماز 2000 حكم دارد (1000حكم در مورد احكام واجب و 1000 حكم در مورد احكام مستحب). اين همه دستورات سنگين كه بسيار عجيب است، اخلاق، آداب، احكام، عرفان، عقايد. اگر هدف­ تنها همين رفاه، تأمين زندگي و آزادي باشد اصلاً نيازي به شريعت نيست. مثلاً كشورهاي بودايي و يا یهودی و يا مسيحيت كه پر از گرفتاري ها و مصيبتهاي چشم ناپوشيدني هستند به تمام اين مقولات رسيدند، اما بدون رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم). براي اينكه اين مطلب بر عمق جان ما بنشيند بايد درد انسان را بفهميم و بدانيم نياز واقعي انسان چيست، زيرا رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) درد دروني و نياز فطري انسان را تبيین مي كنند.

علامه طباطبايي(رحمه الله علیه) در بیان لطيفي از می فرمایند: شريعت يعني تطبيق فطرت انسان بر آن چه بايد باشد. شريعت چیزی از بيرون به انسان تحميل نمي كند، بلکه انسان را در مسير فطرت نگه مي دارد، بايد بدانيم نياز و درد فطري انسان، درد مسلمان و درد شيعه چيست؟ از اينجا روشن مي شود كه پيام و رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) چه در عصر بعثت و چه در عصر كنوني يكي است زیرا رسالت يعني پاسخ به فطرت. فطرتی كه مافوق زمان و مكان است و با گذشت زمان تغيير نمي یابد. دغدغه ي انسان 1400 سال پيش، همان دغدغه ي انسان 1400 سال آينده است. اما پیام اين رسالت چيست؟ در تمام جوامع بشري چه مجامع سياسي و غير سياسي و چه مجامع انسان شناسي چند شعار اصلي به عنوان نيازهاي اساسي انسان مطرح مي شود. و براي فهم رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) بايد زمينه ي رسالت و روش كار رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) چه را بفهميم، تا در روزگار مهد قدرت و در بين كشورهايي كه به اوج شكوفايي علم و استعدادها رسيده اند احساس حقارت نكنیم و حرفی متقن برای گفتن داشته باشیم. من چگونه مي توانم با اين كشورهايي كه مرا در حصار محاصره ي خویش گرفته اند حرف بزنم؟ چه می توانم بگویم كه براي آنها تازگی و جذبه داشته باشد و نتوانند با آن مقابله کنند؟ رسالت رسول اكرم بايد دو ركن داشته باشد. اولاً مورد نياز همگان باشد. به مانند آبی روان و گوارا نه همانند ميوه اي كه مورد علاقه و نیاز همگان نیست. یعنی انسان به هدف انساني خود نرسد مگر در لواي رسالت. اگر غير از اين باشد توجيهي براي رسالت نمي توان داشت. در نتیجه بايد هيچ انساني بي­نياز به آن نباشد و ثانیاً هيچ انساني هم با امكانات خودش نتواند به آن هدف انسانی برسد. ادعا اين است كه رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) رسالتي دارند و این رسالت امروز هم جریان دارد. اگر گفته بشود كه رسالت براي اين است كه مردم به رفاه، امنيت، آزادي، رهايي و عدالت برسند، بشر بدون نياز به دين و در حدي نسبي به اين منظور دست يافته است. و اين رسيدنهاي نسبي عده اي را در ورطه اشتباه و لغزش انداخته است و تصور مي كنند كه رسالت دين تأمين همين نيازهاي سطحي و ظاهري است. اينگونه افراد وقتي سفري به خارج از كشور دارند به هنگام برگشت حرفهاي زيادي براي گفتن دارند. مثلاً مي گويند ما مسلماني را آنجا ديديم. علت اين است كه تلقي آنها از دين و رسالت رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) تا همين وسط راه است و فكر مي كند نهايت دين همين است. و مي بينند در كشورهايي كه دين هم ندارند اين نيازهاي ظاهري كاملاً تأمين شده است و به غلط تصور مي كنند دين يعني همين و دين و ديانت و مسلماني در آنجاست. بدین جهت افرادی دین را کاملاً کنار می گذارند و به حدي از رفاه، تامين اجتماعي، عدالت، آزادي، تكامل و شكوفايي استعدادهاي انساني می رسند. دين نيامده است تا فقط اينگونه نيازها را تأمين كند هرچند اين نيازها نيز در مسير اجراي دقيق فرامين ديني تأمين مي شود. كسي كه در اينگونه جوامع بي ديني حضور مي يابد و شيفته و دلباخته مي شود و مي گويد دين در اينگونه جوامع است،  اصلاً معنا و حقيقت دين را نفهميده است. و تصورش بر این است که دين آمده كه فقط خوب بپوشد، خوب خود را سير كند و.... . کسی که بخواهد در یک جو سیاسی شعارهای مقبول اجتماعي بدهد حرف از رفاه، امنيت، عدالت، آزادي و غیره می­زند.

رفاه و امنيت و آزادی و تا حدی عدالت اجتماعي، تكامل و شكوفايي استعدادها بدون رسالت هم بدست مي آيد، پس بايد ديد كه رسالت واقعي دعوت انبياء چيست؟ چه سطحي از هدف منظور پيامبر است كه دين با اين همه آداب و احكام و اسرار و اخلاق مطرح می شود. امروز بايد دين براي غرب و شرق حرف داشته باشد. چه قله اي است كه بايد براي آن آمادگي بسيار كسب كرد؟ اين شعارها كه در دامنه ي كوه هم بدست مي آيد. رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) براي رسیدن به آن قله رفیع انسانیت چه رسالتي دارد؟

(بايد جايگاه سؤال و مفهوم آن روشن شود تا انسان با شنيدن پاسخ، بدون استفاده از آن نگذرد.)

براي روشن شدن هرچه بيشتر مطلب بايد نگاهي به هريك از اين اهداف ظاهري داشته باشيم.

رفاه: فراهم شدن تمام خواسته­ها، آن هم به راحتي و در سطح خوب نه در سطح حداقل، چیزی كه هركس طالب اين معناست. به همين خاطر است كه عده اي زورمند و قدرتمند، عده­اي ديگر را به استثمار می کشند و این نگرش را دارند که باید جاي من گرم بماند حتی اگر تمام عالم بسوزد. اين مطلب دو آفت درون مرزی و برون مرزی دارد. همان كه يك عده اي در یک منطقه عده ي کثیری را به استثمار بگيرند، و شیره جانشان را بكشند و خودشان را سرشار كنند به قيمت تهي كردن ديگران (اطراف که در قرآن نام برده می شود به همین معناست). و گاهي اين مسئله باعث بروز شورش و انقلاب مي شود و رفاه، برون مرزي مي شود نه درون مرزی (استثمار ملتهاي ديگر براي اين كه يك ملتی در همان محدوده و منطقه به رفاه نسبي برسد)­. مردم كشورهاي پيشرفته در يك رفاه نسبي هستند، دغدغه و مشكل ندارند اما به چه قيمت؟ شیره های وجودی چند كشور به يك كشور مي روند. تمام امكانات زمين مخصوص افرادي خاص مي شود. 20% مردم جهان، بيش از 80% منافع جهان را مي بلعند.

امنيت و آزادي هم اين گونه است، فقط برای خود می خواهند به طوري كه علم و صنعت خود را محدود كردند. مثلاً مي گويند بعضی داروها سري هستند و فرمول آن در اختیار هیچ کشور دیگری قرار نمی گیرد. رفاه، امنیت، آزادی و آرامش فقط براي يك دسته!!! اينجا اولين تفاوت دعوت انبياء با بينش بشر شروع مي شود.

( ان الارض يرثها عبادي الصالحون ) [3]. همه بندگان باید بهره مند شوند نه يك بنده خاص.

اولاً رفاهي كه هدف انسان و درد آن باشد رسولی می خواهد که آن را تبیین کند. ثانياً به فرض محال كه بتوانيم رفاه را همراه با عدالت براي همه ميسر كنيم، فرض کنیم بشر به حدي از فرهنگ برسد كه بتواند ثروتهای کره زمین را همه جا به طور مساوی پخش كند و همه مردم در رفاه و عدالت باشند. آیا انسان با دست يابي به رفاه همه مشكلاتش حل مي شود؟ هدف انساني اين است؟ تازه بعد از این رفاه است که اظطراب و دلهره شروع مي شود. تحول نعمتها، دگرگوني حالات، جداشدن از نعمتها. تازه مشكل ايمن بودن دروني و آرامش در اینجا ايجاد مي شود كه من دغدغه ي آينده را دارم. انسان موجودي نيست كه در لحظه زندگي كند، هم گذشته اش با اوست و هم نگران آينده است. قرآن در وصف اوليا الله مي گويد: اينها نه اندوه گذشته دارند و نه دلهره ي آينده. اين است پيام ( لا خوف عليهم و لا هم يحزنون) [4]، نه خوفي از آينده دارند و نه حزنی دارند از سابقه ي خود. (الا ان اولياء الله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون الذين آمنوا و كانو یتقون) [5]

 

گزیده­ای از سخنرانی حجت الاسلام مهدی نخاولی به مناسبت عید سعید مبعث.

[1] سوره إسراء- آیه 82

[2] سوره جمعه- آیه 2

[3] سوره انبیاء- آیه 105

[4] سوره بقره- آیه 112

[5] سوره یونس- آیه 62و63

 

استفاده از متن با ذکر منبع بلامانع می­باشد.

 

       

امکانات

تعداد بازدید: 4232 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری دریافت

برای ارسال لینک صفحه، فرم زیر را تکمیل کنید.

  

برای ارسال محتوا به ایمیل فرم زیر را تکمیل کنید.

  

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مؤسسه مذهبی فرهنگی راه حق می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. پیاده سازی توسط مرکز فناوری اطلاعات کاشف