خانه بارش نوربرترین نشانه - جلسه بیست و هشتم

برترین نشانه - جلسه بیست و هشتم

در محضر قرآن 1393/05/05

بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت سحر با کرامت و آیت معصومین

 

پاسخ به یک سوال

سوال: اگر وجود وصی برای هر رسولی یک الزام است و قرآن به مورد حضرت موسی علیه السلام اشاره می فرماید،  پس چرا بسیاری از  پیامبران دیگر مثل نوح و... برایشان وصی ذکر نشده است؟

پاسخ: چند پیغمبر می شناسید؟ همه روی هم 30 نفر که فقط اسمشان را می دانیم. صد و بیست و سه هزار و نهصد پیغمبر را حتی اسمشان را نشنیده ایم. در کتابهای مانند انجیل اسامی بعضی آمده است.

چند اصل کلی داریم 1) پیامبر وزیر می خواهد. 2 ) پیامبررحلت می کند. 3)  زمین از حجت خدا خالی نمی شود. در روایات مختلف منجمله در نهج البلاغه امیر المومنین علیه السلام آمده زمین هیچ وقت از حجت خدا خالی نمی شود.

4) در قرآن آمده هر جا امتی شکل گرفت نذیر و رسول الهی آنجا در آن امت مردم را هشدار می دهد و به حق سوق می دهد .

اینکه ذکر نکرده یعنی نیست؟ مثلا اگر برای حضرت نوح در قرآن عصمت ذکر نشده باشد پس ایشان معصوم نمی باشد؟

 یک موقع عدم ذکر خودش یک قرینه است. مثلا ًدر قرآن برای حضرت نوح علیه السلام معجزه ذکر نکرده و ما دلیل عقلی نداریم که معجزه حسی حتما واجب است.

مردم از حضرت نوح تقاضای معجزه حسی (نزول ملک ) می کردند. اگر پاسخ ندادند معلوم می شود که این عدم ذکر، قرینه ای دارد که نبوده است. اما در مورد عصمت، وصایت و علم قرینه قطعی وکلی داریم که پیامبر باید علم الهی داشته باشد، برترین مردم از لحاظ معنوی باشد. عصمت داشته باشد و وصی داشته باشد .

کار وصی چیست؟ استحکام در عرضه نبوت و شراکت در هدایت و بر داشتن بارهای سنگین رسالت، همزمان با خود نبی و بعد از رحلت نبی (اگر عمرش به دنیا بود) باید کار پیامبر را ادامه داد .پیامبر که رحلت فرمود شریعت مبلغ معصوم می خواهد.

در قران، وصی حتی برای حضرت عیسی علیه السلام هم ذکر نشده ولی به اشاره هست که در سوره یس (جد حضرت صاحب الزمان عج) می باشد.

 

رسول در قرآن

رسول در قرآن  اعم از رسول به معنای پیغمبر است. ملائکه هم رسولند، اوصیاء و انبیاء هم رسولند. در قرآن نبی خاص و رسول عام است[1] یعنی هم پیامبران، هم اوصیاء، هم ملائکه رسولان خدایند. اینها رسولان تشریعی اند. رسول تکوینی باد، شتر، کل عالم و حتی شیاطین اند. در عالم کسی کار بیخود انجام نمی دهد. همه طبق رسالتی که خداوند دادند کار انجام می دهند.

امیر المومنین علیه السلام  فرمودند: مسکینی که به در خانه شما می اید رسول خداست.

 

تفاوت سحر با کرامت و آیت معصومین

اولین تفاوت، منشاء فاعلی سحر ساحران و کرامت اولیاست. منشاء فاعلی کرامت اولیاء و آیات انبیاء و اوصیاء یک چیز می باشد. اگر چه تفاوت جوهری دارند که مثلاً کرامت اولیاء قابل آوردن برای دیگران  هست، اما آیت انبیاء منحصر به فرد است.

منشاء فاعلی سحر و علوم غریبه نوعاً شیطانی است. سحر، شیطانی است و با فرمول های شیطانی، یعنی باید فرد ریاضت هایی بکشد که یا نفسانی است یا شیطانی. مثلا بعضی از حرام ها را مرتکب شود و استفاده کند؛ مثلا نجاست بخورد. اسامی الهی را در بدن خود حک کند که کار حرامی است؛ چه بسا آدمی بی وضو باشد. از این طریق قدرت هایی شیطانی پیدا کنند.

رسالت شیطان بی دین کردن است و در قبال این کار مزایایی به عامل خود داده می شود؛ به کسی که می خواهد در دنیا و آخرت خود را بد بخت کند.

تفاوت بعدی سحر و آیت این است که آیت با تعقل و حقیقت کار دارد ولی سحر با خیال و تخیل. کار شیطان خراب کردن زندگی هاست؛ ظاهراً و باطناً .

تفرقه بین افراد با فرمول هایی از جمله از طریق القاء سوء ظن و خیالات در ذهن است. کار اساسی شیطان تقویت خیال است. در معصوم هم شیطان می تواند خیال ایجاد کند. گزارش اش را راجع به حضرت موسی علیه السلام در قرآن داریم که ایشان از سحر ساحران ترسید ولی از ترس جان نبود.  انبیاء از خوف جان نمی ترسیدند وگرنه انبیاء نمی شدند. ترس حضرت مثل ترس ما مردم عادی نیست. اتفاقاً در آیه بعد معلوم می شود ترس موسی علیه السلام از  چیست؛ از گمراهی مردم است « قلنا تخف إنک أنت الأعلی» توخوف نداشته باش قطعاً اعجاز و آیت تو علو پیدا می کند( طه/68). سحر در خیال ایشان وارد شد اما ایشان فهمیدند که این خیال است. ترس موسی علیه السلام  از این بود که مردم گمان کنند این دو یک چیز باشد؛ هر دو سحر باشد. ولی خداوند به او می گوید نترس. عصای موسی علیه السلام دو کارکرد داشت؛ هم مارها را خورد هم عصا ها و ریسمان ها را.

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: ترس حضرت موسی علیه السلام از نفس خود نبود، ترسید جاهلان غلبه کنند و تکلیف انجام نشود، می ترسد برای مردم از اینکه تکلیف انجام نشده و گرنه انبیاء از جان نمی ترسند.

شبیه این جریان برای امام حسین علیه السلام اتفاق افتاده بود، وقتی حضرت از مدینه خارج می شدند خروجشان با خوف بود. در ماجرای حضرت موسی قرآن می فرماید: « فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمين»‏ پس موسى ترسان و نگران در حالى كه [حوادث تلخى را] انتظار مى‏كشيد از شهر بيرون رفت، [در آن حال‏] گفت: پروردگارا! مرا از اين مردم ستمكار نجات بده.(قصص/21) اینجا بخاطر بی فکری یک کسی تهمت خورده بود و تحت تعقیب بود و هنوز تکلیف رسالتش را انجام نداده بود پس باید برمی گشت.

«وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسىَ‏ رَبىّ‏ِ أَن يَهْدِيَنىِ سَوَاءَ السَّبِيل‏» هنگامى كه به سوى مدين روى آورد، گفت: اميد است پروردگارم مرا به راه راست [كه انسان را به نتيجه مطلوب مى‏رساند] راهنمايى كند. ( قصص/22) امام حسین علیه السلام هم از مدینه خارج می شد  در حالی که خوف داشت مراقب بود کسی حمله نکند وهمین آیه را می خواندند. اینجا هم ترس از جان نبود ترس از انجام تکلیف بود. شاهدش آنجایی بود که فرمود: مرگ بر فرزندان آدم به زیبائی یک گردنبند در گردن یک دختر نوجوان است.

حضرت موسی علیه السلام بعد از ده سال برگشت ولی آنها که فراموش نکرده بودند. فرعون به موسی علیه السلام میگوید باید بی گناهیت را ثابت کنی. فرعونی که بخاطر یک خواب، نسل کشی می کند و موسی علیه السلام که یک چوپان بیشتر نبود حالا آمده و می خواهد خود را پیامبر معرفی کند ولی فرعون جرئت تعرض به پیامبر خدا را پیدا نمی کند و این شکوه قرآن و پیامبران و نظم نظام هستی را می رساند.

والحمد لله ربّ العالمین

 



[1] - بر عکس علم عقاید که نبی عام و رسول خاص است که بحث مفصلی دارد.

 

صوت هافایل ها

صوت جلسه

 

صوت جلسه

15527.33 KB

دانلود

       

امکانات

تعداد بازدید: 5035 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری دریافت

برای ارسال لینک صفحه، فرم زیر را تکمیل کنید.

  

برای ارسال محتوا به ایمیل فرم زیر را تکمیل کنید.

  

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مؤسسه مذهبی فرهنگی راه حق می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. پیاده سازی توسط مرکز فناوری اطلاعات کاشف