خانه بارش نورّبرترین نشانه - جلسه بیست و هفتم

ّبرترین نشانه - جلسه بیست و هفتم

در محضر قرآن 1393/05/04

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا انبیاء با انبوه معجزات مردم را هدایت نکردند؟

 

امیر المؤمنان آیت عظمای الهی

پس از این که  از  آیات ویژۀ اسلام و آیت مطلق و عظمای الهی که امیر المؤمنان علیه السلام بودند، صحبت کردیم، باید تأکید شود که امیر المؤمنان علیه السلام آیت مطلق الهی هستند و خودشان هم فرمودند خداوند آیتی بزرگتر از من ندارد. در زیارت جامعه کبیره هم تصریح می شود که " السلام علیک یا آیت الله عظمی"

آیت الله عظمی به قول مطلق امیر المؤمنان علیه السلام است. این صفت که  از لحاظ لغوی صفت تفضیل و برترین است  و یک نفر هم بیشتر نیست، فقط به پیامبر و امیرالمومنین بر می گردد که متحد با هم و به سان یک نفر هستند.

حقیقت یکپارچگی قرآن

قرآنی که ما در خدمت آنیم قرآن نازل و کلام و لفظ است. اصل قرآن، حقیقتی ملکوتی است که یکپارچه است. چون این قرآن نازل، جلوه و تجلی و تنزیل همان حقیقت ملکوتی است پس این قرآن هم یک حقیقت یکپارچه است. خداوند با یک هشدار و یک توبیخ به کسانی که بخشی از قرآن را بکار می برند و بخشی را نه و یکپارچه کتاب را نگاه نمی کنند فرموده است:

 «مَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ» (ما بر آنها عذابي مي‌فرستيم) همان گونه که بر تجزيه‌گران (آيات الهي) فرستاديم! (الحجر/90)

 « الَّذِينَ جَعَلُوا الْقرآن عِضِينَ» همانها که قرآن را تقسيم کردند؛ (آنچه را به سودشان بود پذيرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهايشان بود رها نمودند!) (الحجر/91) 

قرآن، حقیقتی یکپارچه است و عضو عضو کردن آن یک گناه بزرگ است. چون یک پیکره بزرگ است. هر کتاب دیگری هم همینطور است. از تکه ها ی متن یک کتاب می توان علیه نویسندۀ آن استفاده کرد.

در قسمتی دیگر خداوند می فرمایند «كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيّ» (الزمر/23). مثانی یعنی منعطف. در این آیه متشابه با عبارت مثانی توضیح داده می شود. مثانی مثلاً به ستون هایی گفته می شود که به هم تکیه داده باشند و به هم مرتبط باشند. جزء القرآن قرآن نیست. کل قرآن حقیقت دین و حقیقت ملکوتی قرآن را بیان می کند نه جزیی از آن. خداوند افرادی را که فقط جزئئ از قرآن را برداشت می کنند سخت تهدید کرده و اینها از کسانی که اصلاً به قرآن عمل نمی کنند وضعیت بدتری دارند.

بعض القرآن، مساوی با بعض الدین نیست. بدین معنی که اگر کسی به بعضی از قرآن نظارت داشت در واقع از دین چیزی دریافت نکرده است.

تحول درونی؛ نشانه ای از ایمان

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که افرادی نزد ایشان رفتند و گفتند: ما در خدمت شما که هستیم و حالمان متعالی می شود و از دنیا دل می کنیم. ولی به محض اینکه پراکنده می شویم این حال تغییر می کند. حضرت می فرمایند  همین حال شما نشانه ایمان شماست و شما منافق نیستید اما مهم حفظ این حال است. باید سعی کنید این حال را حفظ کنید و اگر حفظ کنید حتی می توانید به ملکوت راه پیدا می کنید. 

حالا تصور کنید شاگرد از نفس امام متحول می شود. خود امام  چگونه است؟

آیات حسی اهل بیت علیهم السلام

اهل بیت علیهم السلام مثل قرآنند. قرآن حقیقت ملکوتی اش اعجاز حسی داشت. اما قرآن خیلی کم حالت ملکوت را نشان داده است. اهل بیت علیهم السلام هم بیشتر بُعد علمی و آیت علمی خودشان را ارائه می دادند و در زمانهای کمی حالت های حسی ملکوتی را به مردم نشان می دادند که آن هم به مقتضای شرایط بود که مردم باید قدری سریع تر حقیقت را دریافت می کردند. برای مثال در زمان امام رضا علیه السلام گروهک های فکری فراوان بود. در شرایطی که مردم ایران که اولاً حبّ و بغض های خانوادگی ندارند، ثانیاً آمادگی پذیرش حقیقت را دارند و ثالثاً بناست که زمینه ظهور به طور جدی در این سرزمین شکل بگیرد و یاران حضرت صاحب الزمانعجل الله تعالی باید شیعه باشند، خداوند بستر را توسط مامون فراهم کرد و فراوان، آیات حسی از امام رضا علیه السلام نمایان شد؛ هم آیات علمی هم حسی. بخش عمدۀ تشیع عمومی مردم ایران به برکت خود امام رضا علیه السلام است.

تفاوت آیات حسی انبیاء و اوصیاء با بزرگان

کرامات اولیای الهی تفاوت هایی با آیات انبیاء واوصیاء دارد. اولا کرامات انبیاء و اوصیاء اختصاصی است و کسی از علما و صلحا نمی تواند مانند کرامات آنها داشته باشد. هر چند سنخ هر دو نور است اما یکی مانند نور شمع است و دیگری خورشید. و هر چند هر دو خارق العاده اند و عالم ملکوت بر آن اشراف دارد منتها چیزی که انبیاء و اوصیاء دارند درجات عالی و نور شدید است و آنچه عارفان و علما و بزرگان داشته اند درجات ضعیف همان است و اینها انحصاری نیست.

در ثانی در آیات انبیاء، اصل بر اعلان و اظهار آنها بود ولی در اولیای غیر معصوم اصل بر کتمان است. به همین خاطر است که خیلی از کرامات اولیا بزرگ بعد از مرگشان افشا شده است. 

اینکه چرا اینطور هست دو علت دارد: اول اینکه خوف فرعون شدن هست. این افراد آن درجه از عصمت را ندارند و از نفس کاملاً عبور نکرده اند. هر چند کمالات بسیار زیادی کسب کرده اند، اما به حیطه انبیاء دستبرد شیطان نرسیده است. دوم اینکه اصل کلی در آیت آوردن حتی برای انبیا اینست که آیات حسی را ارائه ندهند مگر حکمتی داشته باشند.

«وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يأْتِي بِآيةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» و هيچ رسولي نمي‌توانست معجزه‌اي بياورد، مگر بفرمان خدا! (الرعد/38). کسی حق ندارد آیتی را ارائه کند مگر به اذن الهی. این حالت برای نبی اکرم صلی الله علیه و آله ذکر شده است چه برسد به افراد غیر معصوم.

چرا انبیاء با انبوه معجزات مردم را هدایت نکردند؟

سوال: وقتی انبیاء می توانستند با معجزه به راحتی مردم را هدایت کنند، چرا این کار را نکردند؟

 وقتی خدا می گوید که کاری انجام نشود یک مصلحت بالغه در کار است. خداوند می خواهد مردم با عقل، تدبیر و فرهنگ، خود بار بیایند و  افزایش عقل و فرهنگ اصل رشد است. این سنت خداست و الّا عموم مردم اصلا تربیت نمی شوند و خیالی بار می آیند. همین الآن هم همین طوری هستیم، چه برسد که پیاپی معجزه ببینیم. راه هدایت این نیست. راه هدایت راه پر زحمت عمل و تفکر است. ظرف وجود باید با تفکر و تعمل و دقت در اعمال گسترش یابد. «الجنه محفوف بالمکاره» بهشت پیچیده شده در سختی هاست.

بچه ای که تازه راه می افتد و همش زمین می خورد اگر بغلش کنید لطفی به او نمی کنید چون راه رفتن یاد نمی گیرد. اگر بخواهیم نرفته به دنبال شهود ملکوتی باشیم در خیال خودمان به آن می رسیم و شیطان هم کمک می کند و معلوم نیست به کجا برسیم.

 جهاد اکبر: جهاد با بت نفس 

پیامبر پس از این که یارانشان از جنگی با آن مشقت برگشند، گفتند این تازه جهاد اصغر بود. جهاد اکبر خیلی سخت تر است و آن جهاد با نفس است. چون عوامل تحریک بیرونی احساسات، خاموش است و دشمن بیرونی نداریم. دشمن خود انسان است. یعنی زحمات جنگ در جهاد اکبر ده برابر می شود.

بعضی از ما اینطوری هستیم که سریع باید به هر چه می خواهیم برسیم و تحمل نرسیدن نداریم. اینها بت هایی ست که در درون می سازیم. عادت کرده ایم که هرچه را با مذاقمان جور در نمی آید، پس بزنیم. معلوم است در این حالت اگر حق سنگین تر به ما عرضه شود بر نمی تابیم. اینها تمرین می خواهد یار امام زمان شدن از همین زندگی روزمره ایجاد می شود.

پس اینکه دری به تخته بخورد  و اینکه برخی می گویند: ان شاء الله امام زمانمان را ببینیم که همه چیزمان درست می شود، در این عالم نداریم. اگر کارهای ضربتی در اولیّت بود اوّل از همه پیامبر صل الله به آن اولی بودند. اما پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را با شیوۀ معمولی هدایت می کردند و این همه وقت صرف کردند که به مردم بفهمانند باید خودت راه را طی کنی. خداوند می فرماید:« أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيقُومَ النَّاسُ »(الحديد/25). خداوند انبیاء را فرستاد و کتاب و میزان هم فرستاد  نه برای اینکه آنها مردم را با قسط هدایت کنند. می فرماید« لیقوم الناس». فاعل ناس است. یعنی مردم خودشان با قسط دوام پیدا کنند.

مدیریت تدبیری

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند من مأمورم مردم را با بصیرت رشد دهم تا آنها خودشان رشد کنند. که بزرگترین ریاضت برای معصوم هم سروکله زدن با افرادی است که حرفشان را نمی فهمیدند. رهبری انبیاء رهبری تدبیری است، مدیریت تدبیری است و نه اعجازی.

خیلی سخت است که شما کرامات حسی داشته باشید و از آن استفاده نکنید و بگذارید خود فرد آهسته آهسته رشد کند. انبیاء باید حجت را تمام کنند. این طور که فکر می کنیم می فهمیم سختی کار پیامبران کجا بوده است و اینکه از مادر مهربان ترند یعنی چه. می توانستند با یک حرکت مردم را هدایت کنند و نمی کردند تا خودشان رشد کنند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ؛ آینه تجلی حق تعالی

خداوند در آیه تبلیغ می فرماید: «يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (المائدة/67). اگر  این ابلاغ را انجام ندهی اصلا رسالت انجام ندادی. یکی از جهاتی که این طور خدا با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت می کنند این است که پیامبر عظمت تام خداست. یعنی هر کس به تناسب درجه ای که دارد جرم کوچکش بزرگ است. 

به همین منوال است آنجایی که می فرماید: « و أنّ الله لیس بظلّامٍ للعبید». کل نظام هستی تجلی خداست اگر خداوند در یک نقطه ظلم داشته باشد تکثیر می شود. یک نقطه سیاه اگر روبروی دو آینه ی روبرو  قرار بگیرد می شود بی نهایت نقطه. خداوند ظلّام نیست چون اگر ذره ای هم ظلم کند کل عالم هستی را ظلم فرا می گیرد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله اگر یک بخش از رسالت را هم انجام ندهد کل رسالتش زیر سوال می رود و انگار اصلا انجام نداده است. مفهوم آیه این است که: شما اینقدر تجلی رحمت هستید که یک کوتاهی در انجام کار هم مساوی با عدم انجام کار است و مطمئنا شما کوتاهی نمی کنید.

والحمد لله ربّ العالمین

 

 

صوت هافایل ها

صوت جلسه

 

صوت جلسه

14834.88 KB

دانلود

       

امکانات

تعداد بازدید: 4824 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری دریافت

برای ارسال لینک صفحه، فرم زیر را تکمیل کنید.

  

برای ارسال محتوا به ایمیل فرم زیر را تکمیل کنید.

  

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مؤسسه مذهبی فرهنگی راه حق می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. پیاده سازی توسط مرکز فناوری اطلاعات کاشف