خانه بارش نوربرترین نشانه - جلسه اول

برترین نشانه - جلسه اول

در محضر قرآن 1393/04/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کار میهمان؛ توجه به میزبان

 ماه رمضان، ماه میهمانی خداست. گاهی عادی شدن برخی کلمات، باعث می شود که عظمت و ارزش و قدرش را مورد توجه قرار ندهیم. اگر انسان تصور کند که مهمان یکی از اولیای خدا شده، در ساعاتی که در مهمانی است چه حالی دارد؟ و حال اگر تصور کند که در مهمان امام زمانعجاست چه حال و تصور و توجهی بر او حاکم است؟ و حالا شما همین شرایط را در بینهایت ضرب کنید چرا که او در مهمانی خداست. حال و توجه ما باید در این ماه متفاوت باشد.

دو مهمانی خدا

خداون دو مهمانی برای ما دارد؛یکی مهمانی مکانی؛که در حج محقق است.دوم مهمانی زمانیکه ماه رمضان است. تفاوت آنها در این است که در حج هر کسی استطاعت دارد میرود و این مهمان است که نزد میزبان میرود، اما در مهمانی ماه رمضان این میزبان است که به خانه ی میهمان میرود. دیگر اینکه خداوند در این ماه همه را میهمان میکند در هر جایی که هست و این یک شرف فوق العاده است.

 

میهمانی ماه مبارک؛ سفری به ملکوت

این سفری است به معنویت؛ سفری به ملکوت. برای کسی که حواسش نباشد در کنار خانه ی خدا هم در ملک و دنیا غرق است. مهمانی خدا یعنی حالت قرب به حق تعالی ، ورود به حریم الهی ، حریم خدا، عالم قدس و طهارت و ملکوت است. وقت ها و موقعیت کاری و ارتباطی باید مدیریت شود تا به هدر نروند. کار ما در این ماه بهره گیری برای 11 ماه دیگر است. سلامتی جسم هم در این ماه مهم است باید مراقب این مرکب و ابزار حرکتمان باشیم. استادان ما بر این نکته خیلی تاکید داشتند. اصولا مومن برای قوت غذا می خورد نه برای لذت.

 

با قرآن چه می کنیم؟

باید نحوه ی خواندن قرآن را بدانیم؛ مثل خیلی از روش های دیگر که باید تا به حال پیگیری می کردیم و چه بسا نکرده ایم.

دو طیف ارتباط با قرآن

 قرآن مثل دریایی است که یکی در آن غرق می شود و دیگری هم میتواند از آن مروارید کشف کند.

برای درک این دو طیف وسیع به این مثال توجه کنید:

قران به دو نفر تلنگر میزند. تلنگر اول را فضیل عیاض که هنگام گناهی ایه ای را از قران میشنود که می فرماید:آیا زمان آن نرسیده که با یاد خدا قلبهای سخت را نرم کنند؟ وی این آیه را وقتی شنید که در حال دزدی بود ولی ضمیرش بیدار بود و پاسخ داد: بله وقت آن رسیده است. و شد یکی از اولیای الهی زمانه خودش.

در موقعیتی دیگر ولیدبن یزید قرآن باز کرد و این آیه آمد که:طلب فتح کنید و هر جبار گردن کشی نا امید می شود و در وراعش جهنم است و جرعه جرعه آب جوشان به او نوشانده می شود.وی این را دید و قرآن را پاره کرد و در دو بیت شعر این مضامین را خطاب به قرآن گفت: در روز حشر به خدایت بگو ولید مرا پاره پاره کرد!

وقتی نفس طغیان کند خدا و قرآن را نمی شناسد. طیف ارتباط با قرآن اینچنین است قران توجه میدهد ، تلنگر میزند ، نهیب میزند.

دریا همان دریاست؛ اما یکی غرق میشود و دیگری مروارید کشف می کند.

برای غرق نشدن باید دستورالعمل داشت. هر کسی به بلوغ رسید باید دنبال این باشد که چگونه قرآن را بخواند این راه رشد اوست. مثل اینکه باید پیگیر می بودیم تا عوامل حواس پرتی را بشناسیم باید برایمان مهم باشد که مانند نماز خواندن چطور از عامل عروج سقوط نسازیم. ما اغلب به فکر همه چیز هستیم الّا خودمان.

 

تحدّی؛ مبارزه طلبی خداوند

به امید خداوند قصد داریم در این ماه مبارک درباره اعجاز قرآن گفتگو کنیم.

اعجاز قرآن با تحدّی گره خورده است. تحدی به معنای مبارزه طلبی است. آیات متعددی درباره تهدی وجود دارد که در 5 جای قران آمده است:

آیه 23 سوره مبارکه بقره:وَ إِن کُنتُمْ فىِ رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَاءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِین: و اگر در آنچه ما بر بنده خود [محمّد صلى الله علیه و آله‏] نازل کرده‏ایم، شک دارید [که وحى الهى است یا ساخته بشر] پس سوره‏اى مانند آن رابیاورید، و [براى این کار] غیر از خدا، شاهدان و گواهان خود را [از فُصحا و بُلغاى بزرگ عرب به یارى‏] فرا خوانید، اگر [در گفتار خود که این قرآن ساخته بشر است نه وحى الهى‏] راستگویید.

آیه 38 سوره مبارکه یونس:أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏: ولى [این سبک مغزان بى‏منطق، در عین روشن بودن حقیقت‏] مى‏گویند: [پیامبر] آن را به دروغ بافته است. بگو: پس اگر [در ادعاى خود] راستگو هستید، سوره‏اى مانند آن بیاورید، و هر که را جز خدا مى‏توانید [براى این کار] به یارى خود دعوت کنید.

آیه 13 سوره مبارکه هود:أَمْ یَقُولُونَ افْترََئهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْترََیَاتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِین‏: بلکه [در برابر همه قرآن مى‏ایستند و] مى‏گویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت مى‏دهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا مى‏توانید به یارى خود دعوت کنید.

آیه 88 سوره مبارکه إسراء:قُل لَّئنِ‏ِ اجْتَمَعَتِ الْانسُ وَ الْجِنُّ عَلىَ أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَاذَا الْقُرْءَانِ لَا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کاَنَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً: بگو: قطعاً اگر جنّ و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمى‏توانند مانندش را بیاورند، و اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند.

 

واژه معجزه و معادل های قرآنی آن

واژه معجزه از واژه های اختراعی متکلمین مسلمانان است که در فضای غلبه در بحث با دیگر ادیان به کار می بردند که معنایش به عجز آورنده است. این واژه در قرآن نیست اما در روایات هست. برای این مفهوم، واژه های دیگری در قرآن ذکر شده است.

اما در ابتدا باید دید که هدف خداوند از معجزه چیست و چه شده این واژه وارد ادبیات مسلمین شد.

گفتیم که این واژه را متکلمین یعنی کسانی که از عقاید اسلامی بحث می کردند برای اثبات اسلام در برابر غیر مسلمانان ایجاد کردند. آنها برای اثبات برتری و حق بودن قرآن باید خدایی بودن قرآن را اثبات می کردند و اینکه چرا خدا ، خدایی حق است. نقطه شروع آنها این بود که به طرف مقابل ثابت کنند که انسان از آوردن مثل قرآن عاجز و ناتوان است. در اینجا متکلمین دو دسته می شوند؛ برخی بر این قائل بودند که منشأ عجز بشر امری بیرونی است؛ یعنی انسان می تواند عین آن را بیاورد ولی عاملی بیرونی مانع میشوند که این همان چیزی است که از آن بهصَرفهیاد می کردند. این مطلب غلط است چرا که عجز بشر در آوردن مثل قرآن به خاطر عظمت فوق العاده قران است و در حقیقت منشأ این ناتوانی درونی است.

 

بار رحمانی واژگان قرآنی

کلمه ی اعجاز با تفصیلی که گفتگو شد، بار منفی دارد و مخاطب را به روحیه ی غلبه و مقابله و جنگ می اندازد. اما اصطلاحات قرآن روحش بار منفی ندارد بلکه بار ایجابی و مثبت دارد و بار سلبی ندارد. بار رحمانی دارد چراکه جلوه ی رحمت خداست. اما واژه اعجاز بیشتر جلوه ی قهر و غلبه را نمایان می کند و خداوند این اصطلاح را برای معجزات خودش به کار نمیبرد.

انتخاب این واژه خودش نوعی انحراف است که در طول تاریخ برای متکلمین پیش آمده است. آنها که از روی دلسوزی می خواستند یهودیان و غیر مسلمانان را مسلمان کنند این اصطلاح را درست کردند که متاسفانه فضای تحدّی قرآن را به سمت جنگ برده است. این یک سنت سیئه است . تفاوت نگاه بشری و رحمانی در همین جا مشخص می شود. روح اصطلاحات قرآنی روح هدایت است ، نگاه رحمانی دارد. گاهی ما با نیّاتی خیر هم خود را به هلاکت می اندازیم و هم دیگران را.

 

آیت به جای معجزه

اولین واژه به کاربرده شده به جای اعجاز در قرآن،آیتاست که معنایش نشانه ی خدا و علامت است. در این واژه هم ناتوانی بشر نهفته است اما نه به آن شکلِ لجاجت برانگیز. هرچیزی که خدایی باشد ، آیت خدا باشد، لازمه اش این است که غیر خدا نمی تواندآن را انجام دهد. حتی خود رسول الله هم نمی تواند عینش را بیاورد. در سوره یونس کفار به پیامبر گفتند: قرآنی از خودت بیاور ایشان فرمودند: من اصلا شان آن را ندارم که حتی از جانب خودم یک جزئش را بیاورم ، یک تکه اش را تغییر بدهم.

این دو وجه دارد:یکیبه جهت اینکه رسول می فرمایند من جز حق نمیگویم جز حق نمی شنوم و جز حق عمل نمی کنم شان من نیست که این کارها را بکنم.دوماینکه به فرض محال می خواستم هم انجام بدهم، این کار، شأن من و هیچ مادون حق نیست.

هدف، هدایت است، نه غلبه

اما باید توجه داشت خداوند نمی خواهد این را به رُخ افراد بکشد؛ یعنی با حالت تحکمی بگوید:  تو نمی توانی پس عاجزی و چون به عجز افتادی پس خدایی هست!

این لحن در فرد روحیه ی لجاجت شکل را شکل می دهد و فرد درمان نمیشود. فضای این آیات اینگونه است کهحالا که فهمیدی خدایی هست پس حرکت کن، هیچ گاه جنبه ی به ذلت افتادنش را مد نظر قرار نمی دهند. این نوع بیان لجاجت را از مخاطب می گیرد ، اجازه طبابت به طبیب می دهد چون خداوند هدفش هدایت است هدف این نیست که اثبات برتری بکند و به خاک بیندازد و بگوید ساکت و تابع شو. خدا می توانست مثل یک قلدر که ضعیفی را تابع می کند مخاطب را ساکت کند اما خود ما اگر به زور در بیرون تابع شویم در درون هم تابع می شویم ؟خداوند این را نمی خواهد. خداوند با جلوه رحمانی قصد هدایت افراد را دارد، نه صرفاً ساکت کردن آنها.

اعجاز بحث هدایت است ، بهتریت ابزار برای هدایت غیر مسلمانان طرح بحث اعجاز است. بحث اعجاز قرآن و بحث های عقیدتی نباید همراه با روحیه ی غالب و مغلوبی باشد ، اگر کسی این روحیه را در مباحث داشته باشد، مطمئن باشد فرد یا دور میشود و یا در همان موضع قبلی تثبیت می شود.

باید فضا به سمتی برود که روح فرد منقلب بشود و به سمت حق بیاید. این حال است که تاثیر گذار است:لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم‏:یقیناً پیامبرى از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدى به [هدایتِ‏] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است( توبه/128). عالم ربانی و فراتر از آن ولیّ معصوم خدا به مراتب مهربان تر از پدر است.

 

دلسوزی و قرآن؛ حربه های جعفر برای شکار دلها

برخی به اشتباه می گویند که جعفر بن ابیطالب، یار پیامبر، صرفاً برای فرار از شرایط سخت از مکه به حبشه فرار کرد. اگر اینگونه است پس چرا سالها پس از تشکیل حکومت نبوی در مدینه باز هم در حبشه ماند؟ او به قصد هدایت هجرت کرد. هنگام هجرت به حبشه و ورود به دربار نجاشی با دو سلاح وارد شد؛ یکی حال دلسوزی و اشتیاقش برای هدایت آنها و دیگری حربه ی الهی که قرآن بود. جعفر قرآن خواند و با نفس پاک و دلسوزی و با ریسمان آسمانی همه را منقلب کرد. آری اگر هدف از گفتگو در نهان آدمی، هدایت باشد، آن وقت است که حرف ها بر دل می نشیند و تأثیر می گذارد.

والحمد لله ربّ العالمین

 

خلاصه ای ازنکات مطرح شده توسط حجت الاسلام نخاولی در شب دوم رمضان المبارک 1435 مورخ 8 تیرماه 1393

خلاصه نویسی و تنظیم توسط: Gofteman-bartar.ir

 

 

 

       

امکانات

تعداد بازدید: 7486 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری دریافت

برای ارسال لینک صفحه، فرم زیر را تکمیل کنید.

  

برای ارسال محتوا به ایمیل فرم زیر را تکمیل کنید.

  

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مؤسسه مذهبی فرهنگی راه حق می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. پیاده سازی توسط مرکز فناوری اطلاعات کاشف