خانه بارش نورامام رضا علیه السلام و اعجاز مدیریت بحران

امام رضا علیه السلام و اعجاز مدیریت بحران

امام رضا علیه السلام و اعجاز مدیریت بحران حیات طیبه 1393/04/13

همه ي اهل بيت (علیهم السلام) مظهر برترين صفات کمالي، آن هم در حد اعلي خود هستند. اما دليل اينکه بعضی از اهل بيت (علیهم السلام) به برخی صفات معروف مي شوند، مثلاً حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) به رئوف معروف می شوند، این است که شرايط ظهور و بروز آن صفت براي آن امام بيشتر مهيا بوده است.

به عنوان مثال همه اهل بيت (علیهم السلام) رئوف هستند اما رأفت ويژه ي خداوند در امام رضا (عليه اسلام) تجلي خاصی دارد. مرحوم آقاي نخودکي اصفهاني که از مردان طي طریق کرده و با تقوا بودند، مي فرمودند: من روزي در حرم امام رضا (عليه السلام) بودم، در حالت مکاشفه حضرت را ديدم که در ابتداي صحن ايستاده اند و مردم به شکل هاي انسان و يا حيوانات وحشتناک وارد مي شوند و حضرت علي بن موسی الرضا (عليه السلام) بر سر همه دست مي کشيدند، حتی آنهایی که به شکل حیوانی آمده بودند. حضرت رحمتي ويژه، ملکوتي، غير قابل تصور و حيرت انگيز دارند.

استفاده نکردن و يا کم استفاده کردن از اين درياي بي کران باعث خسران انسان می شود. بدین جهت در زيارت حضرات معصومين (علیهم السلام) و خصوصاً امام رضا (عليه السلام) باید توجه و تواضعی خاص داشته باشیم.

روايات زیادی داریم که معصومین (علیهم السلام) توجه داده اند به زیارت امام رضا (علیه السلام). و در زیارتها به زيارت امام رضا و امام حسين (عليهما السلام) تأکيد خاصي شده است.

از امام جواد (عليه السلام) روایت است: زيارت پدرم افضل از زیارت ساير اهل بيت است. پيامبر اکرم (صل الله عليه واله و سلم) نیز فرمودند: کسي که زيارت کند فرزندم (امام رضا) را و عارف به حق ایشان باشد، بهشت بر او واجب مي شود.

امام جواد (عليه السلام) در حدیثی دیگر می فرمایند: کسي که پدرم را زيارت کند و عارف به حق ایشان باشد معادل هزار حج به جا آورده است. راوي گفت هزار حج؟ حضرت فرمودند: هزار هزار حج.

چرا اين گونه روايات آمده است؟ زيارت حضرت و توجه به آن چه ويژگي دارد؟ بعضي گفته اند که امام هشتم را شيعيان اثني عشري زيارت مي کنند. يک امامي، سه امامي، شش امامي (اسماعيليه)، هفت امامي (وافقيه) وجود دارد؛ ولي هشت امامي وجود ندارد. کسي که هشت امامي شد حتماً دوازده امامي است و حتماً صحيح العقيده است. یعنی تا امام هفتم را افراد با عقیده غلط هم ممکن است زیارت کنند ولی زائرین امام رضا (علیه السلام) حتماً شیعه اثنی عشری اند. اين توجيه خيلي تام نيست، چون اگر علت فزوني ثواب اين باشد که شيعيان اثني عشري امام را زيارت مي کنند، بايد چنين ثوابي براي امامان نهم، دهم و يازدهم هم باشد، در حاليکه ذکر نشده است. زیارت امام رضا (علیه السلام) را در بین سایر اهل بیت شاخص و تابلو کرده اند. ثانیاً اگر ملاک ثواب زیارت شیعه ی اثنی عشری بودن باشد می توانست این مسئله در روایات عنوان شود. مثلاً بگویند کسی که پدرم را زیارت کند و شیعه اثنی عشری باشد ... . ضمن اینکه اگر همین شیعه اثنی عشری به زیارت ائمه دیگر برود، دیگر همین ثواب را ندارد.

يك بحث دیگر بحث غربت حضرت است. گاهی با دید بسیار سطحی به مسئله ی غربت می نگریم و غربت را در مسئله ی ظاهری و شکل و شمایل صحن و حرم ائمه خلاصه می کنیم. اگر با این دید نگاه کنیم امام حسن (عليه السلام) که از امام رضا (عليه السلام) غریب تر هستند و این در صورتی است که امام رضا (عليه السلام) با این صحن و سرا هنوز هم غریب الغربا هستند. غریب الغربا بودن ایشان سری دارد. غربت به شکل و شمايل مقبره و حرم امام نيست، صحن و سرای حرم به درد زائرين مي خورند، نه خود امام. امام رضا (عليه السلام ) هنوز هم غريب الغربا است.

بعضي از ائمه در زماني قرار گرفتند که به خاطر اقتضاي زمانه کارهاي عمده اي کردند، امير مؤمنان (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام)، امام صادق (عليه السلام)، امام رضا (عليه السلام)، امام زمان (عليه السلام). کارهاي ساير اهل بيت در پرتو اين قرار گرفته است، یعنی ساير اهل بيت فعالیتهایی کرده اند تا در زمان یکی از ائمه یک فعالیت عمده ایجاد شده است.

فعالیت امام صادق (عليه السلام) به خاطر بروز خارجي زمان پديدار شد و گرنه شاگرد گياه نيست که بکارند و یکدفعه از دل زمین سبز شود. زمينه سازي هاي تربيت شاگرد را امام سجاد (عليه السلام) بعد از واقعه عاشورا انجام دادند. حضرت از جايي عبور مي کردند و گوسفنداني را ديدند، گفتند ما همين مقدار شاگرد نداريم. شاگردان امام در آن زمان 17 نفر بودند اما خون دلهايي که امام در طول سي سال و اندي خوردند منجر به ميوه دادن در زمان حضرت صادق (عليه السلام) شد، و گرنه هفده نفر یکدفعه تبدیل به چهار هزار نفر نشدند. این شد كه حضرت امام صادق (عليه السلام) در بحثهای علمی و تربیت شاگرد شهرت بیشتری پیدا کردند.

امام رضا (عليه السلام) هم در زمان خودشان يک سيطره خاص پيدا کردند که البته ریشه های تاریخی آن باید در جای خود بحث شود و حضرت اعجاز کردند. و چه اعجازی کردند، اعجاز مدیریت بحران. قبل از پرداختن به اعجاز مدیریت بحران ایشان بحث تأکید بر زیارت امام رضا (عليه السلام) را پی می گیریم. این بحث نیاز به چند مقدمه دارد.

1)     دين اسلام براي چه آمده است؟ پيامبر مبعوث شدند که چه کنند؟ که اسلام را جا بیندازند. کجا؟ در همان چند هزار نفر؟ نه. اسلام را روي کره زمين جا بياندازند:

«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لو کره المشرکون»]1[.

«ليظهره علي الدين کله» دلیل آمدن پیامبر است. اظهار يعني غلبه البته یک فرقی دارد. اظهار غلبه اي محسوس است، به طوري که ظهور داشته باشد و همه احساس کنند و متوجه شوند. اين غلبه قطعاً غلبه علمي نيست. چون اولاً غلبه علمی را همه متوجه نمی شوند، ثانياً اين نوع غلبه را پيامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) از روز اول داشتند. یعنی از روز اول گفتند یک سوره مثل کوثر بیاورید اما همه سکوت کردند. از این مثال پیداست منطق، روش و فرمایشات پیامبر و کلام خدا از همان ابتدای اسلام از نظر علمی غلبه داشته است. اینگونه نبوده است که 50 سال یا 5 قرن بگذرد و بعد فیلسوفان اسلامی بررسی کنند و بگویند به این نتیجه رسیده ایم اسلام برتر است. ضمن اینکه این اظهار نیست یعنی در حد ظهور حسی نیست. مثلاً یک پیرمرد بزرگوار روستایی از کجا می فهمد اسلام برتر از مسیحیت است. می گوید نمی دانم چرا، فقط می دانم برتر است. بنابر این روشن شد منظور از غلبه در این آیه غلبه ی حسی است به این معنی که هدف از بعثت پیامبر از نظر خدا حاکمیت اسلام بر کل کره ی زمین است.

غلبه حسي يعني غلبه خارجي. هدف از بعثت پيامبر اين است که اسلام حاکم بر کره زمين باشد. بايد اسلام را بر اهل زمين عرضه کند. اين پيام بايد در معرض همه مردم باشد حتي اگر نپذيرند. راه بايد به سوي خدا باز باشد.

2)     حکومت امام زمان (عليه السلام) با بقيه حکومت ها چه فرقي دارد؟

حکومت ايشان خدا محور است. به این معنا که وقتی شما وارد سیستم بهداشتی آن می شويد مریضی شما درمان می شود اما یاد و حس خدا هم در شما ایجاد می شود.

اين دو را مقايسه کنيد:

1-      آموزش بايد بر اساس روش مسئله محور باشد: D.O..E

2-      حسن السوال، نصف العلم یا (العلم علیه قفل مفتاحه سؤال) از امير مؤمنان(عليه السلام)

هر دو يک چيز را مي گويند اما دومي روحي درونش دارد. بر اساس خداست و گزاره اي خدايي است. در اين سيستم، هم زندگي اداره مي شود و هم احساس خدا پديد مي آید. مردم باید در معرض پیام خدا باشند حال اگر هم نخواستند نپذیرند. این جریان آب بايد به سمت لقا الله، حس خدا و شهود خداوند باشد. البته شايد هم کسي نخواهد با جريان آب همراه شود. در حکومت هايي به جز حکومت امام زمان (ارواحنا فداه) يا اين آب راکد است يا در جهت عکس حرکت مي کند. در اين حکومت ها خلاف کردن تسهيل مي شود. براي مثال اگر نياز به پارک در محلي را داشته باشيم، همه خيابان پر باشد و شهرداري پارکينگي را هم تعبيه نکند، این خلاف کردن را تسهيل مي کند و اگر بخواهيم خوب باشيم، با رفتن به خيابان هاي دورتر به زحمت مي افتيم. اما اگر به این فکر باشند تا مردم مرتکب خلاف نشوند، پارکینگ می سازند.

در روند اسلام هدف اين است که اگر کسي بخواهد به سمت خدا حرکت کند، زمین و زمان، قوانين، فرهنگ ها، سنت ها کمکش مي کنند. اما اگر کسي نخواست مختار است. منظور اين که خدا بايد در زمين قاهر باشد، حاکميت همين روند است.

3)      این حکومت خدا بر زمين چه زماني انجام مي شود؟

ظهور امام زمان (عليه السلام) و دولت موعود. البته در قبل از آن ممکن است ترشحاتي از اين حکومت باشد، اما آن چیزی که خداوند می خواهد نیست. حاکميت خدا فقط در زمان ظهور است. به همين خاطر به مهدويت بسيار تأکيد شده است. مهدويت يعني تجلي صد و بيست و چهار هزار پيامبر. همه پيامبران آمدند تا پيام خدا را روي زمين گسترش بدهند اما هنوز نشده است.

4)      حضرت چگونه بر زمين حاکم مي شوند و تمدن موعود را مي سازند؟ چگونه آخر دوران را اصلاح می کنند؟ آيا اعجاز مي کنند؟

 قطعا اعجاز نيست. بنا نیست حضرت دعا بخوانند و همه هلاک شوند. حضرت همان کاري را مي کنند که پيامبر کردند. دعوت مي کنند، حق را روشن مي کنند تا حق پذير ها حق پذيري پيدا کنند. آنان که زمينه دارند موانعشان برطرف شود و حق را بپذیرند. بايد موانع برداشته شود و همه بيايند. در نهايت آنهايي که معاندند در عين اينکه حق بر آنها روشن شده است از بين مي روند. قرار نيست از اعجاز استفاده بشود. مگر پیامبر با اذیت مشرکین آنها را نفرین کردند؟ حضرت نوح 950 سال مردم را دعوت کرد، و مدام فحش شنيد و کتک خورد اما صبر کرد. پيامبر اکرم (صل الله عليه و آله) در سفر طائف که بچه ها دنبال حضرت مي دويدند و به ايشان سنگ مي زدند، تنها يک غلام نصراني را مسلمان کردند. بعد حضرت گفتند: عجب سفر پر برکتي!

اگر بنا بود با اعجاز مسائل حل بشود، چرا امام زمان (عج الله فرجه الشريف) غيبت کنند؟ چرا 72 نفر از بهترين خلايق اولين و آخرين تکه تکه شوند؟ مگر نمي شد کفار با اعجاز از بين بروند؟ اين روش اصلاً سابقه ندارد. از طرفي مدد و اعجاز الهي جا و مکان و قوانين روشني دارد. مثلاً ابرهه قصد نابود کردن خانه کعبه را کرد، خدا اجازه نزديک شدن سپاه او را به مسجدالحرام نداد و نابودشان کرد. ولي از طرفي در زمان يزيد پرده خانه خدا آتش زده شد و يکي از ديوار هايش خراب شد. فرستادن اعجاز و مدد غيبي هميشگي نيست. حساب دارد. در زمان بني عباس حرم امام حسين (عليه السلام) را چند بار با خاک يکسان کردند، شخم زدند و سه روز به آب بستند. اگر بعضي از شيعيان از جان گذشته نبودند که مکان حرم را علامت گذاري کنند، الان مکان دقيق قبر آقا امام حسين (عليه السلام) مشخص نبود. اما معجزه اي رخ نداد. امام از روش هاي عادي استفاده مي کنند. البته زماني که مردم اهليت و صلاحيت پيدا کردند، اعجاز هم بکار مي آيد. اما بدون دلیل اعجاز نمی شود.

               4)   این روش تشکیل حکومت چه چیزی نیاز دارد؟

حکومت حضرت چه قبل از استقرار حکومت که زمان پاکسازي زمين است، و چه بعد از پاکسازي که زمان استقرار حکومت خدا بر زمين است، دو رکن دارد:

1-       امام.

2-      امت پا در رکاب.

امام بدون امت نمي تواند کاري از پيش ببرد. این همان مشکلي است که حضرت امير (عليه السلام) داشتند. از دست اين مردم خون دل مي خوردند، و مي فرمودند: شما مثل کيسه اي کاملاً مندرس شده ايد، از جايي مي دوزم از جاي ديگر پاره مي شويد. و يکي از علت هاي غيبت همين است، که امت آماده نیستند. امت بايد آماده شوند.

و اما ويژگی های امت پا در رکاب:

1-      عاشق خدا هستند و خداوند هم عاشق آنهاست.

2-      نسبت به مؤمنين کاملاً نرم و متواضع هستند. اگر انسان با ماشین از کنار خیابان عبور کند و برادرش را ببیند او را سوار می کند. خوب مگر خداوند با ما شوخی دارد؟ ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ )]2[چه می گوید؟ جامعه ای که در آن فردی با خانواده اش در سرما نیم ساعت معطل می شود، هزار تا ماشین از جلویشان عبور می کند و کسی سوارشان نمی کند، آیا جامعه ایمانی است؟ چون جامعه ایمانی همه را بر سر یک سفره می نشاند. می گوید همه برادرند.

3-      بسيار با صلابت و مطمئن نسبت به کفار.

4-      پيوسته در راه خدا جهاد مي کنند و اصلاً هدفشان مجاهدت در راه خداست.

5-      مثل کوه استوارند و سرزنش ها تکانشان نمي دهد]3[

 

اینها حزب الله هستند. امتي با اين ويژگي ها، افرادي که در رکاب حضرت اند و حکومت حضرت را استقرار مي بخشند.

5)      اين افراد که خداوند مدحشان می کند چه خصوصيت اصلي دارند؟

خداوند هيچ گاه کسي را که فاسد العقيده باشد مدح نمي کند. حتماً بايد صحيح العقيده باشند. اين امت بايد پرچم قرآن و اهل بيت را داشته باشند. کسي که اين عقيده را نداشته باشند از نگاه خدا کافرند.

مثال: خداوند در قرآن به انجير، زيتون، خورشيد، ماه قسم خورده چون همه چيز آينه کمال خداست. اما گاهي قسم مهم مي شود و خداوند به پيامبر قسم مي خورد: (قسم به جان شما اي پيامبر.....)

گاهي هم خداوند به پيامبر مي گويد که تو به من قسم بخور. اما در سراسر قرآن تنها يک جا خداوند خودش به خودش قسم خورده است: (فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا)[4].

قسم به خداي تو اي پيامبر، اصلاً مؤمن نيستند و کافرند، تا اينکه در تمام خصومت ها و در ريز و درشت زندگيشان تو حاکم باشي و حکم تو را نفوذ و جريان دهند. کافی نیست حکم تو را عمل کنند، بلکه بايد بر جانشان نسبت به حکمي که کردي احساس تنگي و ناراحتي نکنند تا ايمان بر آنها صدق کند. تنها عمل کردن به حکم کافي نيست. قیمت کفر در قرآن تنها یک (نچ) است. مثلاً آقا امام زمان (عليه السلام) می آیند می گویند در این جمع فلانی باید رئیس باشد و همه باید از او اطاعت کنند. بعد من می گویم آقا؟ من درس دین خوانده ام و او نخوانده است. چه طور او رئیس شود؟ بعد اگر از روی اجبار و ناچاری قبول کنم، بگویم: باشد دیگر چون آقا گفتند باشد. خداوند می گوید این فرد کافر است. حضرت علي (عليه السلام) دست دزدي را قطع کردند، يکي از منافقان قصد کرد او را تحريک کند تا به امير مؤمنان (عليه السلام) ناسزا بگويد. گفت: چه کسي دستت را کوتاه کرده است؟ خیلی با صلابت گفت: من افتخار مي کنم که دستم را بهترين خلق خدا کوتاه کرده است. پس اين امتي که زمينه سازي هدف اسلام و خدا را مي کنند شيعه اند.

6)     مرکز اين امت کجاست؟ ايران. سه جا در قرآن از ايرانيان ياد شده است. یکجا آيه بعثت است[5]. هنوز بحث بعثت و ابتدای آن است که در آیه بعد می فرماید: عده اي هستند که بعداً ايمان مي آورند. منظور خداوند چيست؟ اين که واضح است که بعد از بلند شدن هر پرچمي چه ضلالت چه هدايت، عده اي به آن ايمان مي آورند. اينگونه صحبت کردن توضیح واضح است. لغو است. به همین خاطر خداوند در آخر آيه توضيح مي دهد: (و هو العزيز و الحکيم) [6].

ايمان آوردن اين افراد از حکمت و نفوذ ناپذيري و غلبه خدا ناشي مي شود. حکمت خدوند از اين دين و هدفش اقتضاء مي کند که اين افراد ايمان بياورند. پس از اين آيه مردم از پيامبر سؤال کردند که اين افراد چه کساني هستند؟ پيامبر به پشت سلمان زدند و فرمودند: قوم سلمان اند. بعد هم فرمودند: اگر علم در ثريا باشد مرداني از فارس به آن دست مي بابند. و در ادامه هم فرمودند: امروز شما آنها را مسلمان مي کنيد ولي فردا آنها شما را به اسلام دعوت مي کنند.

7)      حالا ببینیم چه شد ايراني ها شيعه شدند؟

شيعه شدن ايرانيان منجر به پديد آمدن امت در رکاب امام زمان (عليه السلام) شده است. علت شیعه شدن ایرانیان چه بوده است؟

حکومت ايران در قرن 7 و 8 سني بوده است و اکثر علماي سني و شيعه از ايران بوده اند. صحيح مسلم بن حجاج نيشابوري، صحيح بخاري اهل بخاراي خراسان قديم، سنن نسائي اهل اطراف مرو، سنن ابن ماجه قزويني اهل قزوين و ... . حتی ابوحنيفه اهل ایران قدیم است و اجدادش هم ایرانی بوده اند. علمای اهل سنت اكثراً ايراني بودند. به همین دلیل بین علمای اهل تسنن خصوصاً در قرن 7 و 8 از ایرانیان زیاد روایت گفته شده است.

حالا چه شد ايرانيها شيعه شدند؟ برخي با بيان دليل شيعه شدن ايرانيان مطلبي را از روي جهالت و يا از روي خيانت مي گويند و دليل تغيير رويه ايرانيان را تا سطح يک لجبازي کودکانه پايين مي آورند. مي گويند: سپاه خليفه دوم با ايرانيان رفتار خوبي نداشت، در نتيجه ايرانيان به خاطر لجبازي شيعه شدند. خوب اگر سپاه عمر درست رفتار نكرده بود ايرانيها اصلاً مسلمان نمي شدند. ضمن اينكه اين حرف کودکانه ايست که بگوييم تمام هويت يک ملت براساس يك لجبازي بنا شده است. اين حرف را براي بي مبنا نشان دادن شيعه مطرح کرده اند. مي خواهند بگويند شيعه هويت ندارد و شيعيان براي لجبازي با حاكمان اسلام يك فرقه انحرافي درست كردند.

اما واقعاً چه شد ايرانيها شيعه شدند؟ رکن اصلي شيعه شدن ايراني ها وجود پر برکت امام رضا (عليه السلام) است. مديريت امام را دقت كنيد، وقتي امام رضا (عليه السلام) وارد شدند، افراد همه دست به دست هم دادند تا چهره امام را بشکنند به همين دليل ايشان را از شهر هاي سني نشين عبور دادند.

براي درک بهتر يک شبيه سازي ذهني انجام دهيد: فرض کنيد ما نسبت به فلسفه و افرادي که فلسفه مي خوانند بد بين هستيم. اما آنقدر کرامت از يک فيلسوف مي بينيم که از نظر خود بر ميگرديم. بعضي با نشستن در کنار يک نفر يا ديدن يک صحنه برگشتند. مرحوم ميرزا جانگير خان قشقايي که از اساتيد عرفاي مکتب اصفهان بودند، ايشان بسيار وارسته و از هوا رهيده بودند. ميرزا جهانگير خان تار زن بود.

يک روز سيم تارش پاره مي شود و قصد تعمير آن را مي کند. از پيرمرد درويشي که اهل خدا بود و در معبر نشسته بود مي پرسد: صاحب مغازه اي که تار را تعمير مي کند کي مي آيد؟ پيرمرد مي پرسد: چه شده است؟ ميرزا مي گويد: سيم تارم پاره شده است. پيرمرد مي گويد: تار دلت هم كه پاره شده است، چرا آن را تعمير نمي کني؟ يک کلمه از اهل حق او را آتش مي زند. همين يك جمله شد كه ميرزا تار را شکست و بعد از عرفاي بنام اين قرن شد. از شاگردان ايشان آقاي بروجردي بودند.

ملا حسين قلي همداني وارد قهوه خانه اي شد. آنجا بساط آواز خواني پهن بود. به مسخره به ملا مي گويند: حاج آقا شما هم بياييد و چيزي بخوانيد.ملا مي گويد باشد. مي رود و اشعار ناقوسيه منصوب به حضرت علي (عليه السلام) را مي خواند. وقتي بيرون آمدند صداي ضجه و ناله افراد از قهوه خانه بلند بود. این مردان خدایی که خاک پای معصومین هستند و در صراط مستقیم سلوک کردند، این گونه اثر می گذارند. امام رضا(علیه السلام) را جایی بردند که مردم آنجا از پیش قضاوتی ندارند. دقت كنيد چرا اعراب نسبت به اهل بیت قضاوت خوبی نداشتند؟

«قد ملات قلبوبهم احقادا بدريه و خيبريه و حنينيه و غيرهن»[7]

چون غرض آمد هنر پوشيده شد

صد حجاب از دل به سوي ديده شد

اما ایرانی ها دو چيز را خوب تشخیص دادند. يكي بحث ولایت است. چرا؟

1-      پدر و برادرشان به دست امير المومنين کشته نشده بود. كينه به دل نداشتند.

2-       ضمن اينكه حسد هاي قبيله اي هم نداشتند.

حالا مديريت امام رضا (عليه السلام) را توجه کنيد:

مأمون قصد خليفه کردن امام را داشت تا اثبات کند ائمه به دنبال حکومت هستند. و بعد از مدتي هم حضرت در يک تصادف ساختگي به رحمت خدا مي رفت و او دوباره به حکومت برمي گشت. در نتيجه علويان تمام مي شوند.

ولي پس از قبول نكردن حضرت، ولايت عهدي را پيشنهاد داد. حضرت گريه مي کردند و امضا کردند که همه ببينند. همه فهميدند که اجبار بوده است. از طرفي فرمودند من به هيچ چيز کار ندارم. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد. انتخاب امام به عنوان ولايت عهد، باعث شد توجه مردم به سوي ايشان جلب شود و مأمون ناخوداگاه باعث درخشندگي امام شد.

- مثلاً علماء را براي مباحثه با حضرت جمع کرد تا حضرت شکست بخورد. اما نتيجه بر عکس شد و بيشتر امام را در معرض ديد مردم قرار داد. مردم مي ديدند که امام با هر کس با زبان خودش صحبت مي کند. علم امام را مشاهده مي كردند. مثلاً با فردي رومي با زبان خودش آنچنان صحبت کردند كه فرد رومي مي گويد امام از من فصيح تر صحبت کردند.

- جريان دعاي باران زماني اتفاق افتاد که هر چه دعا کردند باران نيامد و به اميد آن که حضرت دعا کنند و باران نيايد، از حضرت خواستند که ايشان هم دعا کنند. مردم مي بينند که عالم در قبضه قدرت اوست. به طوري که مي فرمايند: اين ابر مربوط به شما نيست فلان جا مي رود و ابر دوم هم مربوط به شما نيست و ...... تا اينكه مي گويند اين ابر مال شماست. ضمن اينكه حضرت به هيبت رسول خدا براي نماز آمده بودند. كيفيت بيرون آمدن امام براي نماز چنان اثري در جامعه ايجاد كرد كه اطرافيان به مأمون گفتند اگر امام نماز بخواند انقلاب مي شود. نگذاشتند امام نماز بخواند و حضرت را برگرداندند.

مردم فهميدند که اين آدم معمولي نيست، متصل به خدا و خليفه اوست. يک مجتهد نيست که تنها به او رجوع کنيم.

- يا معجزات ديگري كه انجام دادند مثلاً به شير داخل پرده دستور دادند آن فرد ساحر را بخورد.

به برکت حضرت رضا (عليه السلام) نطفه ي شيعه در اينجا بسته شد و اين دست، دست خداست که اين امور انجام شد. تا اين امت آماده شود و اين پيام ها توسط ايشان گسترش يابد تا ان شاء الله روزي حکومت خدا را بر روي زمين محقق کنند. به همين خاطر به زيارت امام رضا (عليه السلام) تأکيد شده است.

در ضمن امام هيبت و سيطره عجيبي هم داشتند، که حتي امامان بعد را ابن الرضاي اول و ابن الرضاي دوم مي گفتند و همين سيطره کار را تسهيل کرد و مردم ايران راه را يافتند. ايرانيان شيعه شدند تا ان شاء الله زمينه اي باشد براي اينكه حكومت خدا بر روي زمين محقق شود.

والحمد لله رب العالمين

 

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین نخاولی پیرامون امام رضا(علیه السلام)


 

 

[1] سوره توبه آيه 33.

[2] سوره حجرات- آیه 10.

[3] سوره مائده- آيه 54.

[4] سوره نساء- آيه 65.

[5] سوره جمعه- آيه 2.

[6] سوره جمعه- آيه 3.

[7] دعاي ندبه.

 

       

امکانات

تعداد بازدید: 5480 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری دریافت

برای ارسال لینک صفحه، فرم زیر را تکمیل کنید.

  

برای ارسال محتوا به ایمیل فرم زیر را تکمیل کنید.

  

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مؤسسه مذهبی فرهنگی راه حق می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. پیاده سازی توسط مرکز فناوری اطلاعات کاشف