خانه بارش نورتغییر روش زندگی در ماه مبارک رمضان

تغییر روش زندگی در ماه مبارک رمضان

حیات طیبه 1393/04/05

    

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تغییر روش زندگی در ماه مبارک رمضان

                               

باید که در ادامه آن پایدار بود

أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[1]

عاشق به باغ گل به تماشای یار بود                           دل را بدوسپرده بسی دل فکار بود

در رای جلب توجه ز یار خویش                                    بسیار رنج بده و همه جان نثار بود

از هرچه بود دل ببرید و نظر نکرد                                 پیوسته در تفکر در ذکر یار بود

گه آه از دل و گهی از حنجرش کشید                         دیوانه وار عاشق دیدار یار بود

ناگه به خود بیامد و به خویشتن بگفت                        که ای عاشق ستوده سخن این چه راز بود

پنهان زتو ولی همه دم ندیده است                            بسیار روشن و جلی و آشکار بود

بنگر زچیست علت پنهانی ای غیور                            آنگاه که دلت همه خواستار بود

بان یک تعقل و تفهم و نیک و تفکری                           برتو شدی عیان که تعقل به کاربرد

گر این تغفلت زتو زایل شدی بدان                              رازت نه مستقر چه بسی آشکاربود

عاشق از آن اشاره به آن خواب غفلتش                       پی برد و گفت: بهر چه غفلت به کار بود

بیدار گشت آن دم و خود را نوید داد                            آسوده باش غفلت تو، عشق یار بود

پس ای عزیز دل تو هم این راه چاره را                        اعمال کن که اگر دلت خواستار بود

باید همیشه یاد خدا بود و توبه کرد                            در درگهش توجه و هم بی قرار بود

در راه قرب و بهر تقرب به درگهش                              باید همیشه مخلص و امیدوار بود

پیوسته رنج برد و خدا را سپاس گفت                         با رنج و راحتی همه دم سازگار بود

پس سعی و اهتمام در اجرای دین او                         خسته نشد به کوشش خود پایدار بود

سعی و جهادت و کوشش هر گشت                         پس مفید می دان یقین که از غمی پروردگاربود

حب و توسلت به امامان هشت و چهار                       گردید چاره ساز چون که تو را در شعار بود

در آخرت تو بهره بری زین عقیده است                       زیرا این عقیده تو عشق یار بود

پس ای مقدما به افاضات عشق حق                          بایست شاد و راضی و امیدوار بود

بهتر از این صفت نبودنیز ذوالجلال                              باید که در ادامه آن پایدار بود

این پایداریت متداوم به عشق حق                              باشد تو را همیشه که عشقت به یاد بود

 

شعر از مرحوم حاج آقای مقدم

 

دو سوال مهم از ماه میهمانی خدا

همه ما تجربه داریم از اینکه در ماه مبارک رمضان زندگی‌مان عوض می‌شود. هر چه به انتهای این ماه نزدیک‌تر می‌شویم، این تغییر مشهودتر و ملموس‌تر است. زندگی سبک‌تر، نورانی‌تر وزیباتر؛ همه ما این را تجربه کرده‌ایم که در این ماه راحت‌تر و معنوی‌تر می‌شویم.

سوال اول: در این ماه مبارک چه اتفاقی می افتد؟ چه می‌شود که اینطور می‌شویم؟ البته این تغییر، تغییر ملموسی است. اینطور نیست که یکی حس می‌کند و دیگری نه. همه ما حس کرده و حس می‌کنیم. حتی بنده که در اضعف اسلام هستم این را حس می کنم، آنهایی که در درجات عالی هستند جای خود دارد. چه اتفاقی می افتد؟ علت آن چیست؟ ما می‌توانیم در ماه‌های دیگر هم روزه بگیریم. ولی آیا چنین اتفاقی می افتد؟ بوده که آدم روزه قضا داشته، چندین روز هم پشت سرهم روزه گرفته اما این حس را نداشته است.

سوال دوم: سوال مهم‌تر این است که چرا این عوض شدن پایدار نیست؟چرا بر می‌گردیم؟ چرا بعد از مدتی، مثلا پنج یا ده روز یا کمتر یا بیشتر- بر می‌گردیم؟ باید خوب و حسابی فکر کرد.

تغییر سبک زندگی، عامل تغییرات محسوس در ماه مبارک

چندین عامل نقش دارند:

نقش محوری و یک عامل، روش زندگی و سبک زندگی است. سبک زندگی یعنی چه؟ یعنی عادت‌های رفتاری و گفتاری ما؛یعنی عادت‌ها و رفتارهای مکرر. یک وقتی رفتاری فقط یک بار از آدم سر می‌زند، این، روش زندگی نیست. سبک زندگی یعنی رفتاری که مکررانجام شود یا عادت‌های رفتاری و گفتاری.

حال مجدد روی این سوالات فکر کنید که:

  1. چرا در ماه مبارک رمضان تغییر محسوسی می‌کنیم؟
  2. چرا این تغییرات ناپایدار است؟

یکی از محوری‌ترین پاسخ‌ها به علت تغییر در این ماه، تغییر در سبک زندگی است؛ کم و کیف رفتارهایی که تکرار شونده‌اند. رفتارهایی که ما انجام می‌دهیم تابع نوع نگاهمان، باورهایمان و تفکراتمان است؛ اینها سبک زندگی را شکل می‌دهند. پس اگر یک تغییر گسترده در باورها و در تمایلات پیدا شود، قطعاً موجب تغییر در سبک زندگی می‌شود و با تغییر سبک زندگی، تغییر گسترده در باورها و در تمایلات پیدا می‌شود.پس قطعاً تغییر سبک زندگی، تغییر ملموس در رفتارها و در زندگی، تغییر روش و تغییر در محتوا می دهد.ما وقتی با یک روش حرکت کنیم به یک محتوا می‌رسیم، وقتی روش را عوض کنیم به محتوای دیگری می‌رسیم.

ماه رمضان فرصت تغییرات رفتاری و نگرشی پایدار

این سوال چرا مهم است؟ چون اگر ما در همان حال بدست آمده در ماه مبارک رمضان باقی بمانیم، به آن چیزی که باید برسیم می‌رسیم. خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌رسیدند و می‌گفتند: ما وقتی خدمت شما می‌رسیم، خیلی حال خوشی داریم. اما وقتی از خدمت شما مرخص می شویم –می‌رویم پی کارمان و درگیر کار و زندگی و زن و بچه و همکار و مشکلات و چک و . . . می شویم- باز دوباره رغبت‌ها می‌آیند(دوباره همان آش و همان کاسه)، کم همتی‌ها و بی‌ارادگی‌ها می‌آید. آن حالتی که داشتیم و دلمان می‌خواست از همه چیز کنده شود، رشد کند و عروج کند آن می‌رود؛ نکند ما منافق شدیم؟! دو شخصیتی هستیم؟!

(مثلا ما در این در این ماه آن حالات نورانی و زیبا را داریم، اما بعد آن می‌رویم پی‌ کارمان! یک طور دیگر هستیم؟!) حضرت در پاسخ فرمودند: این نفاق نیست. «لو تدومون علی الحالة التی وصفتم انفسکم بها لصافحتکم الملائکة و مشیتم علی الماء»؛[2] اما اگر آن حال را حفظ کنید به عالم ملکوت راه پیدا می کنید، قدرت تصرف در عالم تکوین پیدا می کنید. لولا تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرایتم ما اری و لسمعتم ما اسمع[3]

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: اگر این هرج و مرج‌های گفتاری و رفتاری نبود، دل و رفتارتان یک جهت و یک سو و واحد بود، همان چیزی که من می‌دیدم را شما هم می‌دیدید و همان چیزی که من می‌شنوم را شما هم می‌شنیدید.

عبودیت راه رسیدن به ملکوت

این سخن به این معناست که این راه (راه شهود اسماء و صفات خداوند و رسیدن به ملکوت و رسیدن به قرب) مختص شخص رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیست. خداوند همه را دعوت کرده، به همین خاطر با توبیخ می فرماید که پس چرا نمی‌آیید؟

"اَفَلا یَتَدَبرون القرآن-اَفَلا تذکرون-افلا تعقلون.... ترکیبات «لولا» یا «افلا» و مانند آن به معنی اینست که این کار را چرا نمی‌کنید- خدا دارد از ما شکایت می‌کند. یعنی پس چرا شما نمی‌آیید؟ اگر این امکان و قدرت برای ما نبود، پس چرا خداوند می‌فرماید: چرا نمی‌آیید؟ در نتیجه این اَفَلاها یعنی به همه شما به اندازه خودتان قدرت عروج به معراج را داده‌ام. پس چرا نمی‌آیید؟

حال در ماه مبارک رمضان چه اتفاقی می افتد؟ یک تغییر گسترده‌ای در باورها و در تمایلات اتفاق می‌افتد. حال ممکن است سوال مطرح شود که مگر ما در ماه مبارک یک دوره عقاید می‌بینم که تغییر در باور شکل بگیرد؟! یا مگر کلاس می‌رویم؟! کتاب عقاید می خوانیم؟! کتابهای بررسی‌های فکری اسلامی می‌خوانیم؟! از این خبرها که نیست؛ نکته‌اش در این است که اگر ما دنبال باورهای راسخ و عمیق می‌گردیم، معمولاً به دنبال این باورها در مطالعه، تفکر، کلاس و امثال اینها هستیم. یعنی به دنبال رسیدن به علم از راه رسیدن ذهنی و حصولی هستیم! هر چند اینها همه لازم است؛یعنی آدمی باید کتاب بخواند تا مثلاً در معاد یقین بدست آورد. چطور یقین بدست آوردم؟ ده برهان خواندم، مثلاً دو یا سه برهان بلدم؛ یعنی اگر کسی اشکال وارد کند، اشکالش راهم بلدم، رد اشکال راهم بلدم. ورودش را هم بلدم، این نهایتش یک یقین ذهنی می‌دهد. این لازم است اما کافی نیست. ما می‌خواهیم یک علم قطعی بدست آوریم و به دنبال این هستیم که با مطالعه، برهان، کلاس و امثال اینها شک نکنیم. خدا می فرماید "اتقوا الله يعلمكم الله"[4]و "وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ"[5]

اهل عبودیت باش یقین پیدا می‌کنی "الرَّحْمَنُ* عَلَّمَ الْقُرْآنَ"[6]؛ " اتقوا الله و امنوا برسوله یوتکم کفلین من رحمته"[7]؛ "یجعل لکم نورا تمشون به"[8]؛" وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوَى آتَیْنَاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ"[9]

عجیب است. آیه مربوط به جریان حضرت یوسفعلیه السلام و حضرت موسیعلیه السلام است. "وقتی که به دوران بلوغ رسید، ما به او حکمت دادیم آنهم حکمتی که دهنده آن حکمت مستقیماً ما هستیم" بعد بلافاصله می‌فرماید: این نوع بخشش نه اختصاص به پیغمبر دارد نه به این شخص دارد نه حتی به پیغمبری "وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ"راه رسیدن به حکمت و علم احسان است.

فریدون فرخ فرشته نبود                  به مشک و به عنبر سرشته نبود

 به داد و دهش یافته این نیکویی      تو داد و دهش کن فریدون تویی

مثلاً آیت الله سید علی قاضی که یک فر عجیب و قریب تو آسمان نبود، شما رفتار صحیح را پیش بگیرید می شوید قاضی.

در ماه مبارک رمضان به خاطر حرکت در مسیر عبودیت، باورهای ما تثبیت می‌شود. بد نیست که آدم، میزان شبهات سطح اجتماع را در ماه مبارک رمضان با ماه‌های دیگر اندازه‌گیری و مقایسه کند و یا شبهات و اشکالاتی که به ذهن به خودش می‌آید را در این  ماه مبارک مقدارش را بسنجد که چقدر سطح این شبهات کم می‌شود؟در این صورت یقین می‌آید.

قلب، منبع علم خدا

از حضرت عیسی علیه السلام نقل است که فرمودند که: "لیس العلم فی السماء فینزل الیکم و لا فی الارض لیصعد لکم بل هو مجبول فی قلوبکم تخلقوا باخلاق الروحانیین حتی یظهر لکم."[10]

علم در آسمان نیست که برویم دنبالش و پایینش بیاوریم یا در اعماق زمین هم نیست که بیرونش بکشیم! علم کجاست؟ اصلاً علم در شما پیچیده شده؛ چون شما به مخزن علم خدا متصلید از جای دیگر نمی‌آید. فقط کافی است به خدا نزدیک شوید تا درها به روی شما باز شود. یعنی همان سرّی که در روایت «من اخلص لله اربعین صباحاً[11]... » بیان فرموده است.

منبع آن علم کجاست؟ قلب منبع علم خداست. توجه دوباره به خدا، دید دوباره به حضرت حقیقت الحقایق و رب العالمین که مغناطیس همه عالم و جان‌هاست. از یک طرف –ناخودآگاه- وقتی که آدم عبادتی انجام می‌دهد و اگر -انشاءالله- در این عبادت اخلاص داشته باشد یا پیدا شود، دائم این اخلاص بیشتر می‌شود، چون اخلاص درجات دارد و در نتیجه فرد به آن اعلا درجات اولیای مقربین می‌رسد.

معنای اخلاص

اخلاص یعنی آدم باید به درجاتی برسد که هیچ حسی از خودش نداشته باشد این می شود اخلاص کامل. ما یک کاری انجام می‌دهیم، حس می‌کنیم یک کاری انجام دادیم. می‌خواهیم یک کاری انجام دهیم، یک چیزی را دوست داریم. آن کسی که به مراتب اعلای اخلاص رسیده حس اینکه من این را دوست دارم، من این کار را انجام دادم و یا می‌خواهم این کار را انجام دهم ندارد و همه با این احساس است که برای خدا باشد. حتی در او آن حسی که "همه کارم برای خدا است" نیز ندارد . بنابراین کار هم می‌کند و به او فحش هم می‌دهند، باز به حال او هیچ فرقی نمی کند.

راه غبار روبی باورها

"إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا[12]اگر اینطور باشد این توجه به مبدأ،دائم باعث بازنگری در عقاید و غبار روبی از باورها می‌شود. این باورها در درون ما وجود دارد چون اصلاً انسان بر فطرت خدا و علم بر فطرت خدا خلق شده است: انالله و انا الیه راجعون. ما ریشه وجودی در خدا داریم؛ این فقط باید غبار روبی شود. این زنگار باورها،با توجه‌های مکرر، انابه‌های مکرر و بازنگری‌ها، غبارروبی می‌شود. این دید شکوفاتر می‌شود تیزتر می‌شود. این از یک جهت.

از جهت دوم دستوراتش را به جان می‌پذیریم. اگر می‌فرماید: نخور،بلند شو باید گفت: چَشم.اگر سحر خوابم برد و از گرسنگی ضعف کردم، باز اگر می‌فرماید: نخور، بگویم: چَشم. این چَشم به خدا گفتن،عبودیت را شکوفا می کند. بندگان خدا اینگونه‌اند. مثل میتی در دست غَسّال. برو این طرف،چشم؛ بروآنطرف،چشم

از جهت سوم توجه به دعا و تمرکز در دعاها‌ست. هر روز بر سر سفره سحری و افطار، دعا پخش می‌شود. هر روز رادیو را باز می کنیم دعا، توجه به نمازها، توجه به نماز صبح‌ها، معمولاً به برکت سحری خوردن از دست نمی‌رود یا نمازها آخر وقت خوانده نمی شود. آنها که بیشتر موفقند -که انشاءالله همه شما اینطوری هستید- حال که بیدارند، نماز شب را -حداقل آن سه رکعت آخر را- می‌خوانند. چون توجه به قرآن بیشتر شده، قرآن می‌خوانند، قرآن می‌شنوند، جلسات می‌روند، موعظه می‌شنوند و...

درمان گرفتاری‌هایمان

ما خواطر فراوانی داریم، افکار پریشانی داریم، اراده نه چندان محکمی داریم، زندگی متزلزلی داریم، تصمیم گیری‌هایمان پریشان است، گاهی وقت‌ها سریع و گاهی تند حرکت می کنیم، افراط و تفریط داریم، می‌خواهیم شب بیدار شویم اما نمی‌شویم، می‌خواهیم در روز بیدار باشیم اما بیدار نیستیم؛ خیلی گرفتاری‌ها داریم، چکار کنیم؟ درمانش چیست؟ از اولیای خدا می‌فرمودند: درمانش هم کمی کنترل زبان، سکوت و جلسات هفتگی اینچنینی است. جلسات هفتگی قدر و قیمت ندارد. هر کجا که حرفی از خدا زده شود نعمت است. پس جلسات با مقداری توجه که در این صورت به انسان طمأنینه می‌دهد به شرطی که آدم خرابش نکند؛ سرّش در این است که هر گاه عده‌ای با عشق و به خاطر خدا و توجه به خدا جمع شوند، این جمع شدن انرژی معنوی ایجاد می‌کند. ما تنهایی زورمان نمی رسد. اینجا که جمع می‌شویم 50نفری یا 100نفری که جمع می‌شویم تا مطلبی که می‌خواهیم حاصل شود، این جمع شدن هم‌افزایی دارد. اینکه گفته‌اند: نماز جماعت یک نفر اقتداکند -که دو نفری برگزار شود- اینقدر ثواب دارد، سه نفر اینقدر، 10نفر این مقدار[13] نکته دارد.

این مطالب غلو و اغراق نیست و از جانب معصوم آمده که چنین اجتماعاتی چنان هم‌افزایی ایجاد می‌کند که نهایت ندارد. به همین خاطر علامه طهرانیرحمه الله علیه فرمودند: حتی قبل از جلسه خودتان را بتکانید و با افکار منفی وارد جلسه نشوید. بعضی‌ها غسل می‌کردند و می‌آمدند جلسه. زمان مرحوم قاضیرحمه الله علیه در نجف مدتی حکومت نظامی بود، می‌فرمودند بعضی‌ها از روی پشت بام‌ها می‌آمدند جمع می‌شدند. باید اینطوری جلسه آمد. می‌فرمودند که حتی سماور جلسه را باید با عشق روشن کرد.

چایی که می‌دهند با عشق پخش کنند اینها آثار دارد. جلسات آثاردارد. اگر آدم شخصیت‌ آن افرادی که از جلسات و هیأت‌ها فاصله گرفته‌اند را ببیند، آیا رشد کردند یا افت داشته‌اند؟ می بینیم که افت شدید برایشان اتفاق افتاد. افرادی بودند در جلسات، هیأتها و مساجد اما بعدها فاصله گرفتند، ترک کردند، جدا شدند و حتی خیلی‌شان سقوط کردند.

نتیجه گیری

در ماه مبارک تغییر سبک زندگی ایجاد می‌شود:

این توجهات از حیث قلبی،روحی و روانی، باعث حصول کنترل تمایلات می‌شود. مهار هیجانات روزمره عمومی، هیجان سخن گفتن، دعواکردن، پرخاشگری اینها همه مهار می‌شود. این از تغییر سطح روانی.

یک تغییری هم در سطح زندگی ایجاد می‌شود و آن تغییر زمان وعده‌های غذایی است که پیدا می‌شود. حالا دوبار می‌خوریم، آنهم در زمان مشخص و منظم. درماه مبارک مصرف فست فودها کمتر می‌شود؛ غذاهای نامناسب کمتر مصرف می‌شود؛ غذاهایمان تغییر می‌کند و غذاهای دیگری می‌خوریم.

در سطح ارتباطات، حالا ارتباطاتمان یک نظمی پیدا می‌کند. در غالب امور خدایی و نورانی، افطار دعوت می کنیم و دعوت می‌شویم. به همین خاطر آقا رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: افطاربدهید ولو به یک خرما.[14] چون همیشه عده‌ای هستند که تا آدم یک حرفی می‌زند می‌گویند آقا ما که نداریم! آقا نمی‌شود! ساز یأس را همیشه کوک می‌کنند!حضرت فرمود: بدهید و خودتان را برهانید ولو شده بایک جرعه آب.

تغییر زمان خواب و بیداری (ساعت خدایی خواب و بیداری)؛ تغییر زمان کار؛ تغییر ارتباطات بامساجد با اماکن مذهبی و مقدس؛ همراهی با خانواده خصوصاً در امور معنوی و در لحظات معنوی؛ تغییر ساعات کاری. دیگر شب‌ها تا نیمه شب افراد سرکار نیستند و این‌ها از برکات ماه مبارک است.

شرکت در جلسات مذهبی، توجه و تذکر.

مجموعه  اینها منجر به تغییر رفتار و گفتار ما می‌شوند. اینها در ماه مبارک دفعی و فوتی انجام نمی‌شود که منتظر باشیم که باید معجزه‌ای صورت بگیرد تا آدم زندگیش تغییر کند. تغییر زندگی مرهون این تغییرات است.

حفظ تغییرات، کلید ثبات

کلید ثبات این است که این تغییرات را تا جایی که ممکن است حفظ کنیم. حداقل آدم سعی کند حتی اگر روزه‌اش را نمی‌توانیم هر روز بگیریم، اشکال ندارد ولی بعضی از چیزها را که می‌توانیم، در آنها تغییرات مثبتی ایجاد کنیم و تا جایی که می‌توانیم آنها را حفظ کنیم. حداقل تغییری که نسبت به توجه به خدا، دعا و قرآن که پیدا کردیم را می‌توانیم حفظ کنیم. اگر اینها حاصل شود، انشاءالله کاسبی ای که در ماه مبارک می‌کنید، یک کاسبی فوق العاده است.

یک کاسبی و دست آورد بی‌نهایت گسترده دارد.

شما حساب کنید کسی اعطا کننده باشد، میزان دارایی‌اش هم بی‌نهایت باشد، میزان سخاوتش هم بی‌نهایت باشد، در این صورت اگر این فرد نزد یک شخصی مانند حاتم طایی -که در این عالم هیچ است- برود و به او التماس کند در این صورت  شما با این فرد چکار می‌کنید؟ ماه مبارک را دست کم نگیرید. خیلی عظمت دارد. انشاءالله استفاده کنید و با این استفاده‌ها پایدار و ماندگار بمانید.   

والحمدالله رب العالمین

 

برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر نخاولی (دامت برکاته) در تاریخ06/05/1390 است همزمان با شب 26شعبان 1432قمری

 


[1]الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُآنان که ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش می يابد آگاه باشيد که دلها به ياد خدا آرامش می يابد. سوره مبارکه الرعد، آیه 28
 

 

[2]اگر به آن حالتی که پیش من هستید، باقی بمانید و از آن حال خارج نشوید، می بینید ملائکه می آیند و با شما مصافحه می کنند و شما بر روی آب می توانید راه بروید، بدون اینکه فرو بروید! آن حالت، حالتی نیست که برای شما همیشه باقی بماند. اگر آن حالت برایتان به صورت یک ملکه باقی بماند، به این مقامها می رسید. اصول کافی ، ج 2 ، ص  424

[3]المیزان؛ ج۵ ص۲۷۰ و المعجم الکبیر؛ طبرانی؛ ج۸؛ ص۲۱۷

[4]سوره مبارکه بقره، آیه 282

[5]سوره مبارکه حجر، آیه 22

[6]سوره مبارکه الرحمن، آیه 1و2

[7]سوره مبارکه الصف، آیه10و11

[8]سوره مبارکه الحدید، آیه 28

[9]سوره مبارکه یوسف، آیه 22

[10]کلمات مکنونه، ص .247

[11]قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم :من أخلص لله أربعين صباحاً فجّر الله ينابيع الحكمة من قلبه علي لسانه(بحار، ج 67، ص 249(كسي كه چهل شبانه روز با اخلاص عمل كند، خداوند چشمه‏هاي حكمت را در قلب او مي‏جوشاند و بر قلم و زبانش جاري مي‏كند.

[12]سوره مبارکه الانسان، آیه 9

[13]ثواب نماز جماعت در روايات بيان شده است: اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان، ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى‌شود تا به ده نفر برسند وقتى عدّه آنان از ده نفر گذشت، اگر تمام آسمان‌ها كاغذ و درياها مركب و درخت‌ها قلم و جن و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نمى‌توانند ثواب يك ركعت را بنويسند. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج85، ص14; توضيح المسائل مراجع، ج1، ص795، مسئله 1399.

[14]حضرت فرمود: «ولو بالتمر» با یك خرما افطاری بدهید

 

       

امکانات

تعداد بازدید: 5987 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری دریافت

برای ارسال لینک صفحه، فرم زیر را تکمیل کنید.

  

برای ارسال محتوا به ایمیل فرم زیر را تکمیل کنید.

  

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مؤسسه مذهبی فرهنگی راه حق می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. پیاده سازی توسط مرکز فناوری اطلاعات کاشف