تهیه شده در وبسایت موسسه راه حق
http://www.rahehagh.com/

بررسی مفهوم و حقیقت تفسیر قرآن

تاریخ درج: ۰۹ تیر ۱۳۹۸ سال برگزاری جلسه: 1389 تعداد بازدید : 234 تعداد نظرات : 0 دسته بندی : جلسات هفتگی

می دانیم که مفاهیم از طریق الفاظ به ذهن ما منتقل می شوند و در مقام تفسیر آنها، باز هم از الفاظ مفصل تر مدد می جوییم. تعریف رایج در باب تفسیر، پرده برداری از الفاظ برای رسیدن به معانی وراء آنهاست. اکتفا به این تعریف هیچ طالب حقیقتی را به صلاح و فلاح نمی رساند.

بررسی مفهوم و حقیقت تفسیر قرآن

قرآن تشریفاتی

محور قرار دادن آیه محاسبه صرفا از روی تیمّن وتبرّک نیست بلکه به طور جدّ تمامی مباحث محاسبه برداشت هایی روشمند از این آیه شریفه است.

صلاحِ کار، کجا و ...

این مطالب دریافت های ما از آیه است و حال اینکه حاقّ خود آیه چیست علمش نزد پرودگار متعال است. غالبا برداشت های ما از قرآن دو دسته اند. گاهی ما فهمی غلط از آیه داریم، یعنی برداشت ما با ظواهر و قرائن موجود در متن مخالفت دارد. گاهی نیز برداشت ما صحیح است و طبق اسلوبی صحیح مطابق درجه فهممان معانی را استخراج می کنیم. در این صورت نیز برداشت ما آینه ای تمام نما از حقایق آیه نیست. اصولا آیات قرآن کریم از سنخ مَلَک هستند و ملکوتی اند و آنها را جز پاکان حقیقی مسّ نمی کنند: لایمسّه الّا المطهّرون. این حقیقت ملکوتی در این دنیا در لباس الفاظ و هم جنس با همین دنیا طلوع کرده است، در عالم برزخ در لباسی دیگر تجلّی می کند و در قیامت در قامتی دیگر. تنها کسی به حقایق آخرتی و ملکوتی آن دست می یابد که خود را پاک کرده باشد و به آن عوالم راه پیدا کرده باشد. امثال ما صرفا با اشتغال در روش های موجود محدود، به معنیِ در خور فهممان راه می یابیم.

حقیقت تفسیر چیست؟

می دانیم که مفاهیم از طریق الفاظ به ذهن ما منتقل می شوند و در مقام تفسیر آنها، باز هم از الفاظ مفصل تر مدد می جوییم. تعریف رایج در باب تفسیر، پرده برداری از الفاظ برای رسیدن به معانی وراء آنهاست. اکتفا به این تعریف هیچ طالب حقیقتی را به صلاح و فلاح نمی رساند. به این مثال ها توجه کنید:

همسری می گوید: بیرون عجب هوا سرد است! آیا مقصود او صرفا همان معانی ظاهری پشت الفاظ است؟ همه می دانیم که اگر او بیرون نرفته منظورش ممکن است این باشد که اگر میخواهی بیرون بروی لباس گرم بپوش. و اگر خود از بیرون آمده ممکن است از ما یک چای گرم بخاهد و یا طلب روشن کردن بخاری را بطور غیر مستقیم بیان کرده است. می بینید که این امکان ها و چندین امکان دیگر همه تابع از فضا و سیاق و متغیر های دیگر است که هیچ کدام در ظاهر الفاظ نیامده است و منظور گوینده لوازم معانیِ پشت الفاظ است. ناگفته پیداست که هیچ کس صرفا جهت اطلاع صحبت نمی کند. در حقیقت فرآیند فهم متن محتاج فهم منظور و مراد گوینده آن است و تا مراد اصلی او مشخص نشود ، تفسیر حقیقی صورت نپذیرفته است. بسیاری از سوء تفاهمات در زندگی مشترک محصول نفهمیدن یا بد فهمیدنِ مقصود متکلّم است.

در تفسیر قرآن نیز به طریق اولی، ما باید در حد توان بفهمیم مقصود و مراد خداوند از الفاظ قرآن چه بوده است. وگرنه استخراج معانیِ صِرف، گاهی ما را به بیراهه می برد. مثلا آیا مراد خداوند در آیات ابتدایی سوره فتح از ذنب و مغفرت رسول همین گناه و آمرزش مالوف در ذهن ماست یا مقصود فضای دیگریست؟ منظور شناسی الفاظِ قرآن است که کلید حیاتی و مقدمه جریان قرآن در زندگی ماست.

ما درباره جغرافیای این آیات با هم گفتگو کردیم و گفتیم که قرار گرفتن پس از آیات یهود و جهاد و ایثار های مهاجرین و انصار چه منظورهایی می تواند داشته باشد.

سطوح حساب و کتاب در قیامت

محاسبه ما آینه ای از یوم الحساب است. درباره حساب روز جزا در قرآن به سه سطح از پرسش های خداوند اشاره شده است:

سطح اول: در آیات 13 و 14 سوره مبارکه اسراء آمده است: هر انسان، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم و پرونده ای را برایش بیرون می آوریم که در برابرش گسترانده شده* ( و به او گفته می شود) پرونده ات را بخوان امروز خودت برحساب آن کفایت می کنی.

در سطح اول بررسی اعمال و نیات و ... فردی ماست و مقصود از این خطاب یعنی: نفست را ببین. در آنجا خواندن همان ارزیابی است.

سطح دوم: در آیه مبارکه دیگری داریم: روزی که هر کس به اِمامش خوانده می شود. این آیه لطایف بسیار دارد که بیانش در این مقال نمی گنجد. منظور از امام اینجا فقط امیر المومنین و خلیفه اول و دوم و سوم نیست. مراد، سوال از پرونده هر کسی است که ما مرید اوییم و او را به تمامه قبول داریم. اینجاست که خداوند می فرماید: پرونده ایشان را می خوانند و سر سوزنی به کسی ظلم نمی شود.

سطح سوم: در سوره جاثیه می بینیم که آمده: و تری کلّ اُمة جاثیه. هر گروه منسجمی واقعه کمرشکن را می بیند. از تعبیر امّة در می یابیم سوال در این سطح از مجموعه ای است که ما در آن کار می کنیم یا آنها را حمایت می کنیم یا منسوب به آنیم. از هیءت های مذهبی گرفته تا احزاب سیاسی و یا مجموعه خویشان و آشنایان. در جای دیگری از کلام الهی می بینیم: کل اُمّة تُدعی الی کتابها. هر امتی را به پرونده اش می خوانند. پس باید حساب موضع گیری ها و حمایت ها و سکوت ها چه بخاطر ملاحظات و چه رودر بایستی ها را پس داد. گاهی این مجموعه اقوام همسر انسان است که به زعم ناراحت نشدن همسر سکوت می کنیم. آیا بدون در نظر گرفتن روابط، نهی از منکر کردیم؟ اگر نشد از آن گروه بیرون آمدیم؟ و یا اعلام برائت نمودیم؟ در غیر این صورت اگر تک تک افراد عملی مربوط به گروه و از جانب این مجموعه انجام دهند ما نیز باید حساب پس بدهیم و این است حساب کمر شکن. این ملاحظات بی مورد که ریشه در غرور ما دارد، ای رو در بایستی ها، اینها ست که همه وجود و قیامت ما را به آتش کشیده است.

استغفار و اضطراب آیت الله بروجردی بهنگام مرگ

یکی از شاگردان آیت الله بروجردی نقل می کند ایشان بهنگام فوت بسیار استغفار می کردند. به ایشان عرض کردم اگر ما باید مضظرب باشیم، شما با این خدمات و شاگردان و تالیفات و آبادی ها و ... چرا؟

ایشان نگاه تندی کردند و همان حدیث رسول خدا خطاب به ابوذر را خواندند : کشتی ات را مستحکم بنا کن که این دریا بسی ژرف است، بارت را سبک بگیر که گردنه ها بسی خطرناک است، توشه بسیار بردار که راه بسی دراز است واَخلص العمل و ان ناقد بصیر. ناقد به زبان عامیانه یعنی کسی که مو را از ماست بیرون می کشد. باید دانست که اخلاص هم سطوحی دارد و اخلاص های فردی مثل ایشان صرفا همچون ما به پول خرج کردن ها بدون فهمیدن کسی منتهی نمی شد.

بعنوان مثال مرحوم محمدی عراقی که از شاگردان ایشان بودند می فرمودند که ایشان در زمان حیاتشان بوسیدن پای کسی را حرام می دانستند. بهنگام غسل بدن مطهرش خواستم پای ایشان را ببوسم که ناگهان میّت پایش را کشید. ویا پس از همه مراحل که خواستند ایشان را دفن کنند به هنگام تلقین من بالای سرشان بودم و شانه شان را تکان می دادم. وقتی فرد تلقین دهنده جملات مربوط به ربّانیت را تلقین می داد صدایی از ناحیه سینه شان برآمد که: الله جل جلاله. اینچنین فردی از اخلاص عملش بیم دارد.

شاید عده ای اینها را افسانه بدانند که در پاسخ می گوییم : گوش خر بفروش و دیگر گوش خر.

جایگاه آیه ی محاسبه

در سوره مبارکه حشر مشاهده می کنیم که این آیات پس از ایثار های عظیم مهاجرین و انصار آمده است. ایثار هایی که در نهایت احتیاج بوده که تعبیر قرآن از وضعیت آنها کلمه خصاصه به معنی احتیاج شدید است. آیا برای کمتر از این نیز قابل تصور است؟ مثلا در گرمای تابستان پنکه ای که تنها وسیله سرمایشی است را به دیگری بدهیم. یا تنها اتاق خانه را برای مدتی در اختیار دیگری بگذاریم. این ایثار ها از حد ما بیرون است و نباید بدون ظرفیت انجامشان داد. منظور رساندن عظمت کار آنها و مهم تر از آن رساندن عظمت محاسبه است که خطاب به چنین افرادی نازل شده است.

خطاب آیه به مومنین است و کلمه غدا بمعنی فردای قیامت اشاره به ایمان به معاد دارد. از مفاد آیه همچنین استفاده می شود که اگر محاسبه جزء برنامه های جدی زندگی ما نیست باید به ایمانمان به خدا و معاد شک کنیم.

الحمد لله ربّ العالمین


مقالات مرتبط
سلسله مباحث دین شناسی-7-1

سلسله مباحث دین شناسی-7-1

۱۱ تیر ۱۳۹۸

مجالس حضرت اباعبدالله و مجالس اهل¬بیت مجالسی است که اگر بابت آن خون داده شود می¬ارزد؛ چون یک محفل آن، انسان را متحول می¬کند، چه...

سلسله مباحث دین شناسی-7-2

سلسله مباحث دین شناسی-7-2

۱۱ تیر ۱۳۹۸

در تتمۀ بحث از آیۀ لیلة المبیت که در آن خداوند تابلویی عظیم از شخصیتی ویژه توصیف فرموده است، در آخر آیه فرمود خداوند رؤوف به عباد...

برنامه تا آسمان-جلسه دوازدهم- 21 فروردین 97

برنامه تا آسمان-جلسه دوازدهم- 21 فروردین 97

۲۶ تیر ۱۳۹۸

برنامه «تاآسمان» با حضور حجة الاسلام نخاولی از شبکه استانی خراسان رضوی برگزار می شود

بخش نظرات
نوشتن نظر
انصراف از پاسخ به نظر